۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

.
آیا قدیس آگوستین جدّ فکری کالوانیست‌های سنّتی به‌شمار می‌آید؟
(بخش نخست)

یک سؤالی که برای مسیحیانی که در پی آموختن آموزه‌های ارتودکس هستند، پرسش مهمّی بایستی به‌شمار آید، این است که نظر پدران کلیسا در رابطه با نقش اعمال در نجات انسان چه بوده است؟ این به نظر من یکی از مهم‌ترین سؤالاتی هست که هر مسیحی‌یِ راست‌کیشی بایستی در پی پاسخ درست آن باشد.

برخی از ناآگاهان چنین می‌پندارند که کلیسای مسیح (چه در غرب و چه در شرق)، همانند بسیاری از جماعت‌های پروتستانت که قائل به داگمای ”ایمان-به‌تنهایی“ (sola fide) هستند، منکر هرگونه نقش اعمال انسانی در نجات انسان بوده و می‌باشد. البته، در این‌که کلیسا به‌درستی قائل به داگمای ”فیض-به‌تنهایی“ (sola gratia) بوده و هست، هیچ شکّی نیست. برطبق شورای جامع ترانت، منکران این آموزه بایستی آناتما شده و از کلیسا اخراج شوند. امّا در عین‌حال، برطبق همین شورای جامع ترانت، کسانی که هرگونه نقش داشتن انسان و ارادۀ آزاد او در نجات را منکر شوند نیز، جایی در کلیسا نداشته و بایستی از کلیسا بیرون انداخته شوند. آن‌چه در شورای ترانت در این رابطه مطرح شد، البته تعلیم جدیدی نبود. بلکه کلیسا صرفاً بر آموزه‌ای که از عهد رسولان همواره در کلیسا تصریح و اجرا می‌شد، صحه گذاشت.

جالب است که این مهم حتّی مورد تأیید بسیاری از محققین قائل به الیهاتِ به‌اصطلاح اصلاح‌شده هم بوده است. دسته‌ای از محققین مانند آلیستر مک‌گراث آشکارا معترفند که آن‌چه این به‌اصطلاح اصلاح‌گران پروتستانت مطرح کردند، در اصل یک بدعت الهیاتی بوده، و در هر حال، نمی‌توان کلیسا را به‌عنوان پدر الهیاتی نجات‌پژوهی این افراد قلمداد نمود. دسته‌ای دیگر نیز که نگاه خوش‌بینانه‌تری دارند، باز معتقدند که «در اصل این تعلیم شورای ترنت بود که راه پدران کلیسا را در زمینۀ عادل‌شمرده‌شدگی ادامه داد،» و معترفند که «بخش بسیار بزرگی از الهیات ریفرمد نوآوری و انفصال از تعالیم پدران کلیسا بوده است.» [1] البته، این دستۀ دوم تنها می‌توانند تعدادی انگشت‌شمار و بسیار معدود از برخی سخنان مهجور را که توسط برخی افراد در کلیسا مطرح شده‌اند، ارائه دهند و تازه باز تنها مدعی شوند که این سخنان صرفاً ”متضاد“ با برساخته‌ها و بدعت‌های این به‌اصطلاح اصلاح‌گران نیست.

همان‌طور که در کتابِ The Orthodox Study Bible نیز آمده است، «از عهدِ رسولان، کلیسا بر این امر متفق بوده‌ است که نجات، به‌واسطه‌یِ فیض و رحمت خدا، به مردان و زنان پارسا عطا می‌گردد. آنانی که در مسیح تعمید می‌یافتند، فراخوانده می‌شدند تا به او ایمان داشته باشند و کارهای نیکو انجام دهند. قرار دادن ایمان در مقابل عمل یک برداشت بی‌سابقه در تفکر ارتودکس بوده است.» [2] این یک حقیقتِ عمیقاً کتاب‌مقدسی و کلیسایی (و نیز سازگار با خرد و فطرت بشری) می‌باشد که هرچند نجات جز از فیض خدا و جز از کار نجات‌بخش خدا نیست، با این وجود، نبایستی فراموش کرد که خدا ما را ”به‌عنوان یک انسان“ نجات می‌بخشد.

من تلاش دارم تا در این سری از نوشتارها، سخنان مهم حضرت آگوستین (و گاه سایر پدران) را در زمینۀ فیض، ایمان و عمل، ارادۀ آزاد و نجات به‌مرور ترجمه کرده و به‌تدریج در اختیار حق‌جویان (به‌ویژه مسیحیان) قرار دهم.

به فیض خدا، این سری نوشتارها چرک‌نویس یک کتاب‌چه در رابطه با موضع پدران کلیسا (به‌ویژه حضرت آگوستین) در رابطه با نجات‌پژوهی خواهند بود. امیدوارم که از آن استفاده ببرید.

**************************************

حضرت آگوستین در کتابِ ”دربارۀ فیض و ارادۀ آزاد“ (فصل ۱۵) چنین می‌نویسند:

پیروان پلاگیوس می‌گویند، تنها فیضی که به‌حسبِ شایستگی‌های ما عطا نمی‌شود، فیضی است که توسط آن گناهان‌مان بخشیده می‌شوند، و این‌که، فیض نهائیِ حیاتِ جاویدان به‌عنوان مزدِ شایستگی‌هایی که به آن می‌انجامند، عطا می‌گردد. این افراد نباید بی‌پاسخ بمانند. واضح است که اگر آنان نیکویی‌های ما را عطایایی از جانب خدا می‌دانستند، نظرشان سزاوار محکومیت و توبیخ نبود. امّا، از آن‌جا که موعظه‌گر اعمال نیکوی انسانی هستند، به‌طوری که اعلام می‌کنند که فرد آن را با تکیه بر خویش به‌دست آورده است، بایستی این سخن رسول را به‌درستی در حقّ آنان دانست که «چه کسی تو را متفاوت انگاشته است؟ چه داری که به تو بخشیده نشده باشد؟ و اگر به تو بخشیده شده است، پس چرا چنان فخر می‌کنی که گویی چنین نیست؟» (اول‌‌قُرِنتیان ۴: ۷) به کسی که چنین دیدگاهی دارد، می‌توان به‌درستی چنین پاسخ داد: آن‌چه خدا ارج می‌نهد، عطایای خود اوست، نه شایستگی‌های ما. اگر شایستگی‌ها از خود ما باشد، و نه از خدا، آن‌ها [در حقیقت] پلیدی هستند، و خدا آنان را ارج نمی‌نهد. امّا اگر به‌واقع نیکو هستند، آن‌ها عطایای الهی هستند؛ همان‌طور که رسول می‌گوید: «هر عطایِ نيكو و هر عطایِ كامل‌ از بالا است‌ و نازل‌ می‌شود از پدر نورها.» (یعقوب ۱: ۱۷) چنان‌چه یوحنایِ تعمیددهنده، پیش‌روی خداوند، نیز اظهار داشته است: «هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی به‌دست آورد، جز آن‌چه از آسمان به او عطا شود.» (یوحنا ۳: ۲۷)

چه جالب است که ایشان در این نقدشان بر دیدگاه پلاگیوسی، می‌نویسند: «اگر آنان نیکویی‌های ما را عطایایی از جانب خدا می‌دانستند، نظرشان سزاوار محکومیت و توبیخ نبود.» در واقع، از این اظهارات حضرت آگوستین روشن است که اختلاف ایشان با پلاگیوس و طرف‌دارانش بر سر نقش داشتن اعمال در نجات نبود. بلکه بر سر این بود که آیا نجات و نیکویی جز از فیض خدا میسّر هست یا نیست.

به فیض خدا در سری‌های بعدی نقل‌قول‌های بیشتری را از ایشان ارائه داده و نقد می‌کنیم.

---------------------------------------------------------------

[1] Justification by Faith in Catholic-Protestant Dialogue, by Anthony N. S. Lane, pp. 139-140.

[2] The Orthodox Study Bible, Copyright © 2008 by St. Athanasius Academy of Orthodox Theology, p. 1529.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر