اسقفی مرتکب عمل زنا شد. هیچ کس بر آن واقف نگشت. با ابن حال او گناه خود را در کلیسا در حضور همگان اعتراف کرد. ردای خود را بر روی منبر نهاد و گفت : دیگر نمی توانم اسقف شما باشم.
مردم هم گریسته، گفتند : بگذار که گناه تو از آن ما باشد، اما سمت اسقفی خود را حفظ کن.
آنگاه او بر روی کف کلیسا در کنار در دراز کشیده، گفت : هر که به هنگام بیرون رفتن مرا لگدمال نکند، سهمی با خدا نخواهد داشت.
آنان نیز همین کار را کردند. وقتی که آخرین نفر او را پایمال کرد، صدایی از آسمان شنیده شد که : بخاطر فروتنی عظیم او ، گناهش را آمرزیدم.
این اتفاق در قرن چهارم روی داد. در آن زمان، مسیحیان جمع مقدسین بودند. اما امروز، توصیه خواهم کرد که هیچ فردی والامقام در کلیسا یا هیچ خادم کلیسایی آنچه را که آن اسقف انجام داد، انجام ندهند.
(( هر کس حامل بار خود خواهد شد.)) غلاطیان 5:6 —
مردم هم گریسته، گفتند : بگذار که گناه تو از آن ما باشد، اما سمت اسقفی خود را حفظ کن.
آنگاه او بر روی کف کلیسا در کنار در دراز کشیده، گفت : هر که به هنگام بیرون رفتن مرا لگدمال نکند، سهمی با خدا نخواهد داشت.
آنان نیز همین کار را کردند. وقتی که آخرین نفر او را پایمال کرد، صدایی از آسمان شنیده شد که : بخاطر فروتنی عظیم او ، گناهش را آمرزیدم.
این اتفاق در قرن چهارم روی داد. در آن زمان، مسیحیان جمع مقدسین بودند. اما امروز، توصیه خواهم کرد که هیچ فردی والامقام در کلیسا یا هیچ خادم کلیسایی آنچه را که آن اسقف انجام داد، انجام ندهند.
(( هر کس حامل بار خود خواهد شد.)) غلاطیان 5:6 —

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر