
۱۳۹۳ خرداد ۱۰, شنبه
سخنان آخر عیسی قبل از صعود به آسمان
۴ در یکی از این دیدارها بود که عیسی به ایشان گفت : “از شهر اورشلیم بیرون نروید بلکه منتظر روح القدس باشید زیرا او همان هدیه ای است که پدرم وعده اش را داده و من نیز در باره اش با شما سخن گفتم . ۵ ”یحیی شما را با آب تعمید داد ولی تا چند روز دیگر شما با روح القدس تعمید خواهید یافت .” ۶ هنگامی که عیسی با شاگردان بود آنان از او پرسیدند: “خداوندا، آیا در همین زمان است که حکومت از دست رفته اسرائیل را باز برقرار خواهی کرد؟” ۷ جواب داد: “این زمانها را پدرم خدا تعیین می کند و دانستن آنها کار شما نیست . ۸ ولی آنچه لازم است بدانید این است که وقتی روح القدس بر شما نازل شود، قدرت خواهید یافت تا در “اورشلیم “، در سراسر “یهودیه “، “سامره “، و تا دورترین نقطه دنیا درباره من شهادت دهید.” ۹ پس از آنکه عیسی این سخنان را به پایان رساند، در مقابل چشمان ایشان ، بسوی آسمان بالا رفت و در ابری ناپدید گشت . ۱۰ ایشان هنوز به آسمان خیره بودند که ناگهان متوجه شدند دو مرد سفیدپوش در میانشان ایستاده اند. ۱۱ ایشان گفتند: “ای مردان جلیلی ، چرا اینجا ایستاده اید و به آسمان خیره شده اید؟ عیسی به آسمان رفت و همانگونه که رفت ، یک روز نیز باز خواهد گشت .” ۱۲ این رویداد تاریخی بر روی کوه زیتون واقع شد که با اورشلیم یک کیلومتر فاصله داشت . پس ، از آنجا به شهر بازگشتند. ۱۳ آنان پیوسته در بالاخانه ای با هم جمع می شدند و به دعا و نیایش می پرداختند. کسانی که در این دعا شرکت داشتند، عبارت بودند از: ۱۴ پطرس ، یوحنا، یعقوب ، اندریاس ، فیلیپ ، توما، برتولما، متی ، یعقوب (پسر حلفی )، شمعون (که به او غیور می گفتند)، یهودا (پسر یعقوب )، و برادران عیسی . چند زن از جمله مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشتند.
۴ در یکی از این دیدارها بود که عیسی به ایشان گفت : “از شهر اورشلیم بیرون نروید بلکه منتظر روح القدس باشید زیرا او همان هدیه ای است که پدرم وعده اش را داده و من نیز در باره اش با شما سخن گفتم . ۵ ”یحیی شما را با آب تعمید داد ولی تا چند روز دیگر شما با روح القدس تعمید خواهید یافت .” ۶ هنگامی که عیسی با شاگردان بود آنان از او پرسیدند: “خداوندا، آیا در همین زمان است که حکومت از دست رفته اسرائیل را باز برقرار خواهی کرد؟” ۷ جواب داد: “این زمانها را پدرم خدا تعیین می کند و دانستن آنها کار شما نیست . ۸ ولی آنچه لازم است بدانید این است که وقتی روح القدس بر شما نازل شود، قدرت خواهید یافت تا در “اورشلیم “، در سراسر “یهودیه “، “سامره “، و تا دورترین نقطه دنیا درباره من شهادت دهید.” ۹ پس از آنکه عیسی این سخنان را به پایان رساند، در مقابل چشمان ایشان ، بسوی آسمان بالا رفت و در ابری ناپدید گشت . ۱۰ ایشان هنوز به آسمان خیره بودند که ناگهان متوجه شدند دو مرد سفیدپوش در میانشان ایستاده اند. ۱۱ ایشان گفتند: “ای مردان جلیلی ، چرا اینجا ایستاده اید و به آسمان خیره شده اید؟ عیسی به آسمان رفت و همانگونه که رفت ، یک روز نیز باز خواهد گشت .” ۱۲ این رویداد تاریخی بر روی کوه زیتون واقع شد که با اورشلیم یک کیلومتر فاصله داشت . پس ، از آنجا به شهر بازگشتند. ۱۳ آنان پیوسته در بالاخانه ای با هم جمع می شدند و به دعا و نیایش می پرداختند. کسانی که در این دعا شرکت داشتند، عبارت بودند از: ۱۴ پطرس ، یوحنا، یعقوب ، اندریاس ، فیلیپ ، توما، برتولما، متی ، یعقوب (پسر حلفی )، شمعون (که به او غیور می گفتند)، یهودا (پسر یعقوب )، و برادران عیسی . چند زن از جمله مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشتند.

۱۳۹۳ خرداد ۹, جمعه
مرقس باب ۱۰ آیه ۱۵
۱۵ در حقیقت به شمامی گویم هر که نخواهد مانند یک کودک بسوی خدا بیاید، هرگز از برکات ملکوت خداوند برخوردار نخواهد شد.”
یوحنا باب ۱ آیه ۴
۴ زندگی جاوید در اوست و این زندگی به تمام مردم نور می بخشد.
یوحنا باب ۱ آیه ۱۳
۱۳ این اشخاص تولدی نو یافتند، نه همچون تولدهای معمولی که نتیجه امیال و خواسته های آدمی است ، بلکه این تولد را خدا به ایشان عطا فرمود.
یوحنا باب ۱ آیه ۱۶
۱۵ در حقیقت به شمامی گویم هر که نخواهد مانند یک کودک بسوی خدا بیاید، هرگز از برکات ملکوت خداوند برخوردار نخواهد شد.”
یوحنا باب ۱ آیه ۴
۴ زندگی جاوید در اوست و این زندگی به تمام مردم نور می بخشد.
یوحنا باب ۱ آیه ۱۳
۱۳ این اشخاص تولدی نو یافتند، نه همچون تولدهای معمولی که نتیجه امیال و خواسته های آدمی است ، بلکه این تولد را خدا به ایشان عطا فرمود.
یوحنا باب ۱ آیه ۱۶

۵«اکنون نزد فرستندۀ خود میروم، و هیچیک نمیپرسید، ”کجا میروی؟“۶امّا بهسبب شنیدن سخنانم، دل شما آکنده از غم شده است.۷با اینحال، من به شما راست میگویم که رفتنم بهسود شماست. زیرا اگر نروم، آن مدافع نزد شما نخواهد آمد؛ امّا اگر بروم او را نزد شما میفرستم.۸چون او آید، جهان را مجاب خواهد کرد که بهلحاظ گناه و عدالت و داوری، تقصیرکار است.۹بهلحاظ گناه، زیرا به من ایمان نمیآورند.۱۰بهلحاظ عدالت، زیرا نزد پدر میروم و دیگر مرا نخواهید دید.۱۱و بهلحاظ داوری، زیرا رئیس این جهان محکوم شده است یوحنا 16

۱۳۹۳ خرداد ۸, پنجشنبه
1ای پسر من سخنان مرا نگاه دار، و اوامر مرانزد خود ذخیره نما. 2اوامر مرا نگاه دار تازنده بمانی، و تعلیم مرا مثل مردمک چشم خویش. 3آنها را بر انگشتهای خود ببند و آنها رابر لوح قلب خود مرقوم دار. 4به حکمت بگو که تو خواهر من هستی و فهم را دوست خویش بخوان 5تا تو را از زن اجنبی نگاه دارد، و از زن غریبی که سخنان تملقآمیز میگوید.

اگر نقّاش بودم من
میکشیدم نقش عیسی را به روی بوم قلب تو
تا که هرگز بعد از این رنگ تنهایی نبینی
اگر نقّاش بودم من
به روی صورت هر آینه در خانه تو
نگار چهره نادیده او میکشیدم
تا پگاهان دیدهات روشن به رخسار پدر باشد
میکشیدم من نگاه مهربانش را
که چون خورشید لبخندی طلایین میزند بر تو
اگر نقّاش بودم من با قلم موی لطیف روح او
میکشیدم پردهای تا بی نهایت
پردهای از زندگی تازه ات بی ردّ پای مرگ
تو اقیانوس آنجا آبی دستان او را میکشیدم
پر ابهت پر جلال
تا که هرگز زورق جانت
ز نابودی نلرزد
ز تنهایی نترسد
حال چشمات ابریست؟
سربلند کن تا ببینی
هستیات از پادشاه تخت نشین و بره اش جاریست
بارش باران روحش را ببین
تا ا بد چشمه جانت سیراب است
اگر نقّاش بودم من
در شب گم گشتگیهات یک ستاره میکشیدم
تا به دنبالش روی همسفر با کاروانی آریایی
رهسپار شاهراه نور باشی
تا ببینی آن کلام زنده را...تا ببینی آن کلام زنده را
اگر نقّاش بودم من
تو را بر بال پرواز کبوتر میکشیدم تا صلیب
تا در آنجا رنگ ژرفای محبت را ببینی
آن که جانش را برای دشمنانش داد
آن که خونش در ره آزادیت ریخت
بیا با هم به پا بوسش رویم
پادشاهی را که خادم شد ببین و شبنم اشکت بریز
اگر نقّاش بودم من
در حریر سبز امروزت بهاری پر شکوفه میکشیدم
قیامش را ببین در صبح پیروزی
امید تازهای میتابد اینک بر وجودت
حیاتی نو، مهری نو دمیده بر تو روحش
اگر نقّاش بودم من
هزاران نقش گویا میکشیدم
هزاران رنگ زیبا میکشیدم
رنگ ایمان رنگ فیض رنگ آرامش رنگ عشق
رنگ شادی رنگ آزادی رنگ صبر رنگ نجات
رنگ بخشش رنگ رویش...
میکشیدم نقش عیسی را به روی بوم قلب تو
تا که هرگز بعد از این رنگ تنهایی نبینی
اگر نقّاش بودم من
به روی صورت هر آینه در خانه تو
نگار چهره نادیده او میکشیدم
تا پگاهان دیدهات روشن به رخسار پدر باشد
میکشیدم من نگاه مهربانش را
که چون خورشید لبخندی طلایین میزند بر تو
اگر نقّاش بودم من با قلم موی لطیف روح او
میکشیدم پردهای تا بی نهایت
پردهای از زندگی تازه ات بی ردّ پای مرگ
تو اقیانوس آنجا آبی دستان او را میکشیدم
پر ابهت پر جلال
تا که هرگز زورق جانت
ز نابودی نلرزد
ز تنهایی نترسد
حال چشمات ابریست؟
سربلند کن تا ببینی
هستیات از پادشاه تخت نشین و بره اش جاریست
بارش باران روحش را ببین
تا ا بد چشمه جانت سیراب است
اگر نقّاش بودم من
در شب گم گشتگیهات یک ستاره میکشیدم
تا به دنبالش روی همسفر با کاروانی آریایی
رهسپار شاهراه نور باشی
تا ببینی آن کلام زنده را...تا ببینی آن کلام زنده را
اگر نقّاش بودم من
تو را بر بال پرواز کبوتر میکشیدم تا صلیب
تا در آنجا رنگ ژرفای محبت را ببینی
آن که جانش را برای دشمنانش داد
آن که خونش در ره آزادیت ریخت
بیا با هم به پا بوسش رویم
پادشاهی را که خادم شد ببین و شبنم اشکت بریز
اگر نقّاش بودم من
در حریر سبز امروزت بهاری پر شکوفه میکشیدم
قیامش را ببین در صبح پیروزی
امید تازهای میتابد اینک بر وجودت
حیاتی نو، مهری نو دمیده بر تو روحش
اگر نقّاش بودم من
هزاران نقش گویا میکشیدم
هزاران رنگ زیبا میکشیدم
رنگ ایمان رنگ فیض رنگ آرامش رنگ عشق
رنگ شادی رنگ آزادی رنگ صبر رنگ نجات
رنگ بخشش رنگ رویش...
روز پنطیکاست
۱ و چون روز پنطیکاست رسید، به یک دل در یکجا بودند. ۲ که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پر ساخت. ۳ و زبانههای منقسم شده، مثل زبانههای آتش بدیشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرارگرفت. ۴ و همه از روحالقدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید، به سخن گفتن شروع کردند.. اعمال باب ۲

۱۳۹۳ خرداد ۷, چهارشنبه
* مزمور 91 آیه 9 تا 12
" چون خداوند را پناهگاه و مأوای خویش ساخته ایی ، هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد، و هیچ بلایی نزدیک خیمه تو نخواهد آمد. زیرا خداوند فرشتگانش را در باره تو فرمان خواهد داد تا در همه راههایت، نگهبان تو باشند. آنان تو را بر دستهایشان خواهند گرفت مبادا پایت به سنگی بخورد."
هللویاه ، شکر ، آمین
بر مسیح عیسی
" چون خداوند را پناهگاه و مأوای خویش ساخته ایی ، هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد، و هیچ بلایی نزدیک خیمه تو نخواهد آمد. زیرا خداوند فرشتگانش را در باره تو فرمان خواهد داد تا در همه راههایت، نگهبان تو باشند. آنان تو را بر دستهایشان خواهند گرفت مبادا پایت به سنگی بخورد."
هللویاه ، شکر ، آمین
بر مسیح عیسی

اشتراک در:
نظرات (Atom)









































