«و چون عیسی از آن مکان میرفت، دو کور فریادکنان در عقب او افتاده، گفتند، پسر داودا، بر ما ترحم کن! 28 و چون به خانه در آمد، آن دو کور نزد او آمدند. عیسی بدیشان گفت، آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟ گفتندش، بلی خداوندا. 29 در ساعت چشمان ایشان را لمس کرده، گفت، بر وفق ایمانتان به شما بشود. 30 در حال چشمانشان باز شد و عیسی ایشان را به تأکید فرمود که زنهار کسی اطلاع نیابد. 31 اما ایشان بیرون رفته، او را در تمام آن نواحی شهرت دادند».
در بررسی قبل دیدیم که عیسای مسیح به خانهی یایروس سرپرست کنیسه رفت و دختر او را که مرده بود زنده کرد. عیسای مسیح هنگامیکه از خانهی یایروس بیرون میآید دو کور به دنبال مسیح راه میافتند و فریاد میزنند. این دو کور عیسی را پسر داود صدا میکردند. لقبی که تنها برای مسیح و نجاتدهندهی اسرائیل بهکار میرفت. متی در اینجا نخستین بار است که عیسای مسیح را پسر داوود معرفی میکند.
پسر داوود نبوتی است از اشعیای نبی «ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد». (اشعیا 9: 7) همچنین اشعیا 11: 1 و 10
کسی نمیداند این افراد کور چطور و از کجا به این حقیقت مهم پی برده بودند. پافشاری این دو کور تا خانهای که عیسای مسیح میخواست در آن بماند کشیده شد. در انجیل به ما گفته نشده است که این خانه از آن که بوده است! بههرحال این دو کور وارد خانه میشوند و عیسای مسیح آنان را نزد خود فرامیخواند. او از آنها یک پرسش بسیار مهم میپرسد «آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟» ایمان این کورها در شفایشان بسیار کارساز بود.
نخست آنها ایمان داشتند که عیسی همان نجاتدهنده و پسر داود است. دوم ایمان به اینکه عیسی شفادهنده است. کار به اینجا تمام نمیشود. در پاسخ به پرسش مسیح یک اعتراف دیگر هم دیده میشود. آنها در جواب گفتند: «بلی خداوندا» واژهای که در زبان یونانی بهکاررفته واژهی «kyrios» است که به معنی خداوند، صاحب و پروردگار است! آنها به خداوندی عیسای مسیح هم پی برده بودند؛ بنابراین شفا را دریافت کردند.
پرسش اینجاست که چرا عیسای مسیح گفت: «زنهار کسی اطلاع نیابد»؟ در این فرازها بهاحتمال زیاد به دلیل اعتراف آنها به پسر داود، شفادهنده و خداوند بودن عیسای مسیح بوده است. هنوز زمان عیسای مسیح نرسیده بود که خود را خداوند معرفی کند. او در شورای سنهدرین در مقابل کاهن اعظم خود را پسر خدا خواند و خود را با خدا یکی دانست. «متی 26: 63 تا 65 اما عیسی خاموش ماند! تا آنکه رئیس کهنه روی به وی کرده، گفت، تو را به خدای حی قسم میدهم ما را بگو که تو مسیح پسر خدا هستی یا نه؟ 64 عیسی به وی گفت، تو گفتی! و نیز شما را میگویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان میآید! 65 در ساعت رئیس کهنه رخت خود را چاک زده، گفت، کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید!»
آیا این دو کور درخواست مسیح را انجام دادند؟ کتاب مقدس به شکل روشنی به ما نمیگوید که این دو کور عیسای مسیح را چطور و به چه شکلی مشهور کردهاند! آیا به شفادهنده بودن او؟ پسر داود بودن او؟ و یا خداوندی او؟ ولی بهاحتمال زیاد آنها مسیح را عنوان شفادهنده بودن، او را شهرت دادهاند. کاری آشکار که عیسای مسیح در زندگی آنها انجام داده بود، هیچ نیازی به توضیح نداشت. آنها کور بودند و اکنون میتوانند ببینند!
امروزه هم عیسای مسیح در زندگیهای ما کارهای بزرگی انجام داده است. او به ما این دستور را نداده است که ساکت بمانیم. او از ما میخواهد که مردم را از کارهای بزرگ او آگاه سازیم و بگوییم که عیسای مسیح تنها نجاتدهندهی انسانها، تنها شفادهندهی جسم و روح، تنها قربانی کامل گناه و تنها خداوند جهان است.
دوستان ارجمندی که هنوز به عیسای مسیح آنطور که خود مسیح میخواهد ایمان نیاوردهاید، از شما دعوت میکنم که به نزد این خدای شفادهنده بیایید تا چشمان شما را بر روی حقیقت و راستی بگشاید. تنها او میتواند جسم و روح شما را شفا بخشد، چون او خداست.
فیض و برکات خداوند همراه شما باد. آمین
رادیو ترسایان
اشتراک گذاری، کپی، موعظه و ... هرچند بدون آوردن نام رادیو ترسایان آزاد است. این نوشته برای جلال خدا وقف شده است.
(در دنبالهی این نوشتار میتوانید ریخت پارسی آن را هم بخوانید.)
.
.
.
بررسی مژدگانی متی بخش 9 فرازهای 27 تا 31
«و چون عیسی از آن مکان میرفت، دو کور فریادکنان در عقب او افتاده، گفتند، پسر داودا، بر ما ترحم کن! 28 و چون به خانه در آمد، آن دو کور نزد او آمدند. عیسی بدیشان گفت، آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟ گفتندش، بلی خداوندا. 29 در ساعت چشمان ایشان را لمس کرده، گفت، بر وفق ایمانتان به شما بشود. 30 در حال چشمانشان باز شد و عیسی ایشان را به تأکید فرمود که زنهار کسی اطلاع نیابد. 31 اما ایشان بیرون رفته، او را در تمام آن نواحی شهرت دادند.»
در بررسی پیشین دیدیم که عیسای مسیح به خانهی یایروس سرپرست کنیسه رفت و دختر او را که مرده بود زنده کرد. عیسای مسیح هنگامیکه از خانهی یایروس بیرون میآید دو نابینا به دنبال مسیح راه میافتند و فریاد میزنند. نابینایان عیسی را پورِ داود سدا (صدا) میکردند. فرنامی (لقبی) که تنها برای مسیح و رهانندهی اسرائیل بهکار میرفت. متی در اینجا نخستین بار است که عیسای مسیح را پورِ داوود میشناساند.
پورِ داوود پیشگویی است از اشعیای وخشور (نبی) «ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد». (اشعیا 9: 7) همچنین اشعیا 11: 1 و 10
کسی نمیداند این نابینایان چگونه و از کجا به این راستی (حقیقت) باارزش (مهم) پی برده بودند. پافشاری این دو نابینا تا خانهای که عیسای مسیح میخواست در آن بماند کشیده شد. در مژدگانیها به ما گفته نشده است که این خانه از آن که بوده است! بههرروی این دو نابینا درون خانه میشوند و عیسای مسیح آنان را نزد خود فرامیخواند. او از آنها یک پرسش بسیار باارزش میپرسد «آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟» باور (ایمان) این نابینایان در بهبودیشان (شفایشان) بسیار کارساز بود.
نخست، آنها باور داشتند که عیسی همان رهاننده و پورِ داود است. دوم، باور به اینکه عیسی بهبوددهنده (شفادهنده) است. کار به اینجا بسنده (تمام) نمیشود. در پاسخ به پرسش مسیح یک پذیرش (اعتراف) دیگر هم دیده میشود. آنها در پاسخ گفتند: «بلی خداوندا»
واژهای که در زبان یونانی بهکاررفته واژهی «kyrios» است که به چم (معنی) خداوند، کدیور (صاحب) و پروردگار است! آنها به خداوندی عیسای مسیح هم پی برده بودند؛ بنابراین بهبودی را دریافت کردند.
پرسش اینجاست که چرا عیسای مسیح گفت: «زنهار کسی اطلاع نیابد»؟ در این فرازها به گمان (بهاحتمال) بسیار از برای (به دلیل) پذیرش آنها به پورِ داود، بهبوددهنده و خداوند بودن عیسای مسیح بوده است. تاکنون (هنوز) زمان عیسای مسیح نرسیده بود که خود را خداوند بشناساند (معرفی کند). او در همبود (شورای) سنهدرین در برابر کاهن بزرگ خود را پورِ خدا خواند و خود را با خدا یکی دانست.
«متی 26: 63 تا 65 اما عیسی خاموش ماند! تا آنکه رئیس کهنه روی به وی کرده، گفت، تو را به خدای حی قسم میدهم ما را بگو که تو مسیح پسر خدا هستی یا نه؟ 64 عیسی به وی گفت، تو گفتی! و نیز شما را میگویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان میآید! 65 در ساعت رئیس کهنه رخت خود را چاک زده، گفت، کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید!»
آیا این دو نابینا خواهش (درخواست) مسیح را انجام دادند؟ نامه اشویک (کتاب مقدس) چهرهی روشنی به ما نمیدهد که این دو عیسای مسیح را چگونه و به چه ریختی (شکلی) نامدار (مشهور) کردهاند! آیا به بهبوددهنده بودن او؟ پورِ داود بودن او؟ و یا خداوندی او؟ ولی به گمان بسیار آنها مسیح را با نام (با عنوان) بهبوددهنده بودن، او را نامدار کردهاند. کاری آشکار که عیسای مسیح در زندگی آنها انجام داده بود هیچ نیازی به روشنسازی (توضیح) نداشت. آنها نابینا بودند و اکنون بینا!
امروزه هم عیسای مسیح در زندگیهای ما کارهای بزرگی انجام داده است. او به ما این فرمان را نداده است که خاموش بمانیم. او از ما میخواهد که مردم را از کارهای بزرگ او آگاه سازیم و بگوییم که عیسای مسیح تنها رهانندهی مردمان، تنها بهبوددهندهی تن و روان (روح)، تنها کُرپانی (قربانی) بی رخنهی (کامل) گناه و تنها خداوند جهان است.
دوستان ارجمندی که تاکنون به عیسای مسیح آنگونه که خود مسیح میخواهد باور نیاوردهاید، شما را فرامیخوانم که به نزد این خدای بهبوددهنده بیایید تا چشمان شما را بر روی راستی بگشاید. تنها او میتواند تن و روان شما را بهبودی بخشد، چون او خداست.
بهر (فیض) و فراوانی (برکات) خداوند همراه شما باد. چنین باد (آمین)
رادیو ترسایان
اشتراک گذاری، نسخه برداری، پند دادن (موعظه) و ... هرچند بدون آوردن نام رادیو ترسایان آزاد است. این نوشتار برای شکوه خداوند دَهِش (وقف) شده است.
— در بررسی قبل دیدیم که عیسای مسیح به خانهی یایروس سرپرست کنیسه رفت و دختر او را که مرده بود زنده کرد. عیسای مسیح هنگامیکه از خانهی یایروس بیرون میآید دو کور به دنبال مسیح راه میافتند و فریاد میزنند. این دو کور عیسی را پسر داود صدا میکردند. لقبی که تنها برای مسیح و نجاتدهندهی اسرائیل بهکار میرفت. متی در اینجا نخستین بار است که عیسای مسیح را پسر داوود معرفی میکند.
پسر داوود نبوتی است از اشعیای نبی «ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد». (اشعیا 9: 7) همچنین اشعیا 11: 1 و 10
کسی نمیداند این افراد کور چطور و از کجا به این حقیقت مهم پی برده بودند. پافشاری این دو کور تا خانهای که عیسای مسیح میخواست در آن بماند کشیده شد. در انجیل به ما گفته نشده است که این خانه از آن که بوده است! بههرحال این دو کور وارد خانه میشوند و عیسای مسیح آنان را نزد خود فرامیخواند. او از آنها یک پرسش بسیار مهم میپرسد «آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟» ایمان این کورها در شفایشان بسیار کارساز بود.
نخست آنها ایمان داشتند که عیسی همان نجاتدهنده و پسر داود است. دوم ایمان به اینکه عیسی شفادهنده است. کار به اینجا تمام نمیشود. در پاسخ به پرسش مسیح یک اعتراف دیگر هم دیده میشود. آنها در جواب گفتند: «بلی خداوندا» واژهای که در زبان یونانی بهکاررفته واژهی «kyrios» است که به معنی خداوند، صاحب و پروردگار است! آنها به خداوندی عیسای مسیح هم پی برده بودند؛ بنابراین شفا را دریافت کردند.
پرسش اینجاست که چرا عیسای مسیح گفت: «زنهار کسی اطلاع نیابد»؟ در این فرازها بهاحتمال زیاد به دلیل اعتراف آنها به پسر داود، شفادهنده و خداوند بودن عیسای مسیح بوده است. هنوز زمان عیسای مسیح نرسیده بود که خود را خداوند معرفی کند. او در شورای سنهدرین در مقابل کاهن اعظم خود را پسر خدا خواند و خود را با خدا یکی دانست. «متی 26: 63 تا 65 اما عیسی خاموش ماند! تا آنکه رئیس کهنه روی به وی کرده، گفت، تو را به خدای حی قسم میدهم ما را بگو که تو مسیح پسر خدا هستی یا نه؟ 64 عیسی به وی گفت، تو گفتی! و نیز شما را میگویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان میآید! 65 در ساعت رئیس کهنه رخت خود را چاک زده، گفت، کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید!»
آیا این دو کور درخواست مسیح را انجام دادند؟ کتاب مقدس به شکل روشنی به ما نمیگوید که این دو کور عیسای مسیح را چطور و به چه شکلی مشهور کردهاند! آیا به شفادهنده بودن او؟ پسر داود بودن او؟ و یا خداوندی او؟ ولی بهاحتمال زیاد آنها مسیح را عنوان شفادهنده بودن، او را شهرت دادهاند. کاری آشکار که عیسای مسیح در زندگی آنها انجام داده بود، هیچ نیازی به توضیح نداشت. آنها کور بودند و اکنون میتوانند ببینند!
امروزه هم عیسای مسیح در زندگیهای ما کارهای بزرگی انجام داده است. او به ما این دستور را نداده است که ساکت بمانیم. او از ما میخواهد که مردم را از کارهای بزرگ او آگاه سازیم و بگوییم که عیسای مسیح تنها نجاتدهندهی انسانها، تنها شفادهندهی جسم و روح، تنها قربانی کامل گناه و تنها خداوند جهان است.
دوستان ارجمندی که هنوز به عیسای مسیح آنطور که خود مسیح میخواهد ایمان نیاوردهاید، از شما دعوت میکنم که به نزد این خدای شفادهنده بیایید تا چشمان شما را بر روی حقیقت و راستی بگشاید. تنها او میتواند جسم و روح شما را شفا بخشد، چون او خداست.
فیض و برکات خداوند همراه شما باد. آمین
رادیو ترسایان
اشتراک گذاری، کپی، موعظه و ... هرچند بدون آوردن نام رادیو ترسایان آزاد است. این نوشته برای جلال خدا وقف شده است.
(در دنبالهی این نوشتار میتوانید ریخت پارسی آن را هم بخوانید.)
.
.
.
بررسی مژدگانی متی بخش 9 فرازهای 27 تا 31
«و چون عیسی از آن مکان میرفت، دو کور فریادکنان در عقب او افتاده، گفتند، پسر داودا، بر ما ترحم کن! 28 و چون به خانه در آمد، آن دو کور نزد او آمدند. عیسی بدیشان گفت، آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟ گفتندش، بلی خداوندا. 29 در ساعت چشمان ایشان را لمس کرده، گفت، بر وفق ایمانتان به شما بشود. 30 در حال چشمانشان باز شد و عیسی ایشان را به تأکید فرمود که زنهار کسی اطلاع نیابد. 31 اما ایشان بیرون رفته، او را در تمام آن نواحی شهرت دادند.»
در بررسی پیشین دیدیم که عیسای مسیح به خانهی یایروس سرپرست کنیسه رفت و دختر او را که مرده بود زنده کرد. عیسای مسیح هنگامیکه از خانهی یایروس بیرون میآید دو نابینا به دنبال مسیح راه میافتند و فریاد میزنند. نابینایان عیسی را پورِ داود سدا (صدا) میکردند. فرنامی (لقبی) که تنها برای مسیح و رهانندهی اسرائیل بهکار میرفت. متی در اینجا نخستین بار است که عیسای مسیح را پورِ داوود میشناساند.
پورِ داوود پیشگویی است از اشعیای وخشور (نبی) «ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد». (اشعیا 9: 7) همچنین اشعیا 11: 1 و 10
کسی نمیداند این نابینایان چگونه و از کجا به این راستی (حقیقت) باارزش (مهم) پی برده بودند. پافشاری این دو نابینا تا خانهای که عیسای مسیح میخواست در آن بماند کشیده شد. در مژدگانیها به ما گفته نشده است که این خانه از آن که بوده است! بههرروی این دو نابینا درون خانه میشوند و عیسای مسیح آنان را نزد خود فرامیخواند. او از آنها یک پرسش بسیار باارزش میپرسد «آیا ایمان دارید که این کار را میتوانم کرد؟» باور (ایمان) این نابینایان در بهبودیشان (شفایشان) بسیار کارساز بود.
نخست، آنها باور داشتند که عیسی همان رهاننده و پورِ داود است. دوم، باور به اینکه عیسی بهبوددهنده (شفادهنده) است. کار به اینجا بسنده (تمام) نمیشود. در پاسخ به پرسش مسیح یک پذیرش (اعتراف) دیگر هم دیده میشود. آنها در پاسخ گفتند: «بلی خداوندا»
واژهای که در زبان یونانی بهکاررفته واژهی «kyrios» است که به چم (معنی) خداوند، کدیور (صاحب) و پروردگار است! آنها به خداوندی عیسای مسیح هم پی برده بودند؛ بنابراین بهبودی را دریافت کردند.
پرسش اینجاست که چرا عیسای مسیح گفت: «زنهار کسی اطلاع نیابد»؟ در این فرازها به گمان (بهاحتمال) بسیار از برای (به دلیل) پذیرش آنها به پورِ داود، بهبوددهنده و خداوند بودن عیسای مسیح بوده است. تاکنون (هنوز) زمان عیسای مسیح نرسیده بود که خود را خداوند بشناساند (معرفی کند). او در همبود (شورای) سنهدرین در برابر کاهن بزرگ خود را پورِ خدا خواند و خود را با خدا یکی دانست.
«متی 26: 63 تا 65 اما عیسی خاموش ماند! تا آنکه رئیس کهنه روی به وی کرده، گفت، تو را به خدای حی قسم میدهم ما را بگو که تو مسیح پسر خدا هستی یا نه؟ 64 عیسی به وی گفت، تو گفتی! و نیز شما را میگویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان میآید! 65 در ساعت رئیس کهنه رخت خود را چاک زده، گفت، کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید!»
آیا این دو نابینا خواهش (درخواست) مسیح را انجام دادند؟ نامه اشویک (کتاب مقدس) چهرهی روشنی به ما نمیدهد که این دو عیسای مسیح را چگونه و به چه ریختی (شکلی) نامدار (مشهور) کردهاند! آیا به بهبوددهنده بودن او؟ پورِ داود بودن او؟ و یا خداوندی او؟ ولی به گمان بسیار آنها مسیح را با نام (با عنوان) بهبوددهنده بودن، او را نامدار کردهاند. کاری آشکار که عیسای مسیح در زندگی آنها انجام داده بود هیچ نیازی به روشنسازی (توضیح) نداشت. آنها نابینا بودند و اکنون بینا!
امروزه هم عیسای مسیح در زندگیهای ما کارهای بزرگی انجام داده است. او به ما این فرمان را نداده است که خاموش بمانیم. او از ما میخواهد که مردم را از کارهای بزرگ او آگاه سازیم و بگوییم که عیسای مسیح تنها رهانندهی مردمان، تنها بهبوددهندهی تن و روان (روح)، تنها کُرپانی (قربانی) بی رخنهی (کامل) گناه و تنها خداوند جهان است.
دوستان ارجمندی که تاکنون به عیسای مسیح آنگونه که خود مسیح میخواهد باور نیاوردهاید، شما را فرامیخوانم که به نزد این خدای بهبوددهنده بیایید تا چشمان شما را بر روی راستی بگشاید. تنها او میتواند تن و روان شما را بهبودی بخشد، چون او خداست.
بهر (فیض) و فراوانی (برکات) خداوند همراه شما باد. چنین باد (آمین)
رادیو ترسایان
اشتراک گذاری، نسخه برداری، پند دادن (موعظه) و ... هرچند بدون آوردن نام رادیو ترسایان آزاد است. این نوشتار برای شکوه خداوند دَهِش (وقف) شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر