درود بر تو ای مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست؛
فرخنده هستی تو در میان زنان،
و فرخنده است عیسی، ثمرۀ رَحِم تو.
ای مریم مقدس، ای مادرِ خدا، دعا کن برای ما گناهکاران،
اکنون، و در ساعت مرگمان. آمین.
یک انتقادی که توسطِ پروتستانتهای سنّتی بدین سنّت دیرین و جامع کلیسایی وارد شده، این است که شفاعت از بانو مریم، شفیع بودن مسیح در امر رستگاری مؤمنین و یگانه-نجاتدهنده بودن وی را، به زیرسؤال میبرد. این در حالی است که، اصل شفاعت عادلان و اثر ویژۀ دعای آنان برای دیگران، یک تعلیم کتابمقدّسی است که توسطِ عموم مسیحیان نیز پذیرفته شده است. عمل شفاعت را میتوان اینطور تعریف کرد: «دعایی پاک، با ایمان و مصرانه که در آن، شخصی نزد خدا برای فرد یا افرادی که شدیداً نیاز به مداخلۀ خدا دارند، طلب کمک کند.»
در رسالۀ یعقوب چنین میخوانیم: «نزدِ يكديگر به گناهان خود اعتراف كنيد، و برایِ يکديگر دعا كنيد تا شفا يابيد، زيرا دعایِ مرد عادل در عمل، قوّت بسيار دارد.» (۵: ۱۶)
از اثر شفاعت قدّیسان در کتابمقدّس، میتوان نمونهها آورد. مثلاً میتوان به شفاعتِ ابراهیم دربارۀ پسرش اسمائیل اشاره نمود. برطبق فراز ۱۷: ۲۰ از کتابِ پیدایش، خداوند در رابطه با اسمائیل چنین گفت: «و امّا، در خصوص اسمائیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امّتی عظیم از وی بهوجود آورم.» از متن بزرگتر این فراز روشن است که چنین نبوتی در حقّ او صرفاً بهخاطر شفاعت پدرش بود. یا در فرازهای ۱۴: ۱۰-۲۰ از کتابِ اعداد، میخوانیم که خداوند بهخاطر شفاعتِ موسی بود که از هلاک کردن قوم اسرائیل منصرف گردید. در کتابِ ایوب نیز به اثر خاصّ شفاعت ایوب اشاره شده است: «پس، حال هفت گوساله و هفت قوچ برای خود بگیرید و نزد بندۀ من ایوب رفته، قربانی سوختنی بهجهت خویشتن بگذرانید و بندهام ایوب بهجهت شما دعا خواهد نمود؛ زیرا که او را مستجاب خواهم فرمود. مبادا پاداش حماقت شما را به شما برسانم چونکه دربارۀ من آنچه راست است، مثل بندهام ایوب نگفتید.» (۴۲: ۸)
میبینیم که این طلب شفاعت از بانو مریم در اصل چیزی ورای طلبهای شفاعتی نیست که در متون کانن عهدین سفارش و/یا گزارش شدهاند. پس، این نوع از شفاعت و درخواست دعا، وساطت و شفاعت مسیح در نجات ما را به زیرسؤال نمیبرد؛ همانطور که در خواست دعا و شفاعت از دیگران که در خود متون عهدِجدید بهمراتب سفارش گردیدهاند، چنین نمیکنند. (در اینباره که شفاعت یگانۀ مسیح در نجات به چه معناست، نیاز به نگارش نوشتار دیگری است.)
البته، تفاوتی که بین شفاعت از مریم مقدّس و شفاعتهای مذکور در متونمقدّس دیده میشود، این است که مادر خداوند، در این جهان و بهطور جسمانی در بین ما حاضر نیست. با این وجود، این امر بهوضوح هیچ دلالتی بر این ندارد که او بانی هیچ خیریّتی برای کلیسا نمیتواند باشد. ما در رسالۀ عبرانیان (فراز ۱۲: ۱) میخوانیم که در کلیسا، قدّیسان را بهجهتِ تکریم و یادآوری، «چون ابر شاهدان» گرداگرد خود داریم. (قیاس شود با فصل ۱۱ این رساله، بهویژه فرازهای ۳۹-۴۰ و ادامهشان در براز ۱۲: ۱.) در فرازهای ۱۲: ۲۲-۲۴ نیز، چنین میخوانیم:
بلکه به کوه صهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی
که شهر خدای زنده است. به کلیسای نخستزادگانی که
نامهایشان در آسمان نوشته شده است. به خدا نزدیک
شدهاید، … و به روحهای پارسایانی که کامل شدهاند،
و به عیسی که واسطۀ عهدی جدید است، و به خونِ
پاشیدهای که نیکوتر از خون هابیل سخن میگوید.
ما بر اساس کتابمقدس، میدانیم که انسان پس از مرگ بهشکلی هوشیاری خود را حفظ مینماید. این از مَثَلِ ”توانگر و ایلعازَر فقیر“ بهروشنی پیداست. (رک. لوقا ۱۶: ۱۹-۳۱.) مگر اینکه بگیریم این مَثَل را نبایستی بهطور لغوی در نظر گرفت که موضع معقولی به نظر نمیرسد. توجّه شود که در این مَثَل، دو نکتۀ جالبتوجّه مشاهده میشود. یکی اینکه مردگان (چه بدان و چه نیکان) بهشکلی هوشیاری خودْ را حفظ مینمایند. و دیگری اینکه، وقتی مرد ثروتمند از ابراهیم میخواهد که برخاسته و نزدِ خویشانش رود و هشدارشان دهد، ابراهیم نمیگوید ما را با زندگان هیچ کاری نیست. بلکه، تنها میگوید، «هرگاه موسی و انبيا را نشنوند، اگر كسی از مردگان نيز برخيزد، هدايت نخواهند پذيرفت.» (که یعنی، رفتن من بیفایده است!)
البته، طلب دعا و شفاعت از مادر خداوند دلالت بر این ندارد که کلیسا او را حاضر یا دانای مطلق میداند. بلکه از آنجایی که او در بین اعضاء کلیسا، در تقدّس و پارسایی، دارای جایگاهی ویژه و از تکاملی بس والا برخوردار است، از رابطۀ ویژهای نیز با خدا و فیض بهرهمند میباشد. در واقع، بهدرستی میتوان گفت که او بهشکل ویژهای «شریک طبیعت الهی» (دومپطرس ۱: ۴) میباشد. این امر او را از نعمتِ شهود ویژهای برخوردار نموده است که بدان در اصطلاح الهیاتی ”شهود بهجتانگیز“ (the beatific vision) میگوییم.
ما بر اساس متون کانن بین-دو-عهد، میدانیم طلب شفاعت از مقدّسانی که در این جهان نیستند، از باورهای رایج یهودیان بوده است. هیچ بعید نیست که در صورتی که نگارندگان متون کانن عهدِحدید، مشکلی با این آموزه میداشتند، در این متون برعلیه آن اشارهای میشد یافت. ما میدانیم که بسیاری از باورهای یهودیان آن عصر در رابطه با جهان مردگان –مانندِ بهسر بردن ارواح در دو بخش ”عذاب“ برای بدکاران و ”آغوش ابراهیم“ یا ”فردوس“ برای پارسایان (که یهودیان آن را مکانی میدانستند برای پارسایان که در آن تا روز داوری بهسر برند)– در متون کانن عهدِجدید، تأیید شدهاند. در حالتِ کلّی، هیچ دلیلی وجود ندارد تا طلب شفاعت از مقدّسان را از این باورها مستنثی بدانیم. بهویژه که بهدرستی میتوان گفت که این شفاعت از قدّیسین در تقریباً تمام سنن و متون مناجاتی مسیحی یافت میشود و مورد تأیید اکثریت قاطع پدران کلیسا بوده است. قدیس آگوستین در این رابطه، مینویسد: «ملّت مسیحی متفاقاً یاد شهدا و گواهان را، در وقار دینداری، تجلیل و تکریم میکنند تا بتوانند در شایستگیهای آنان شریک شوند و توسط دعاهایِ آنها پشتیبانی گردند.»
فرخنده هستی تو در میان زنان،
و فرخنده است عیسی، ثمرۀ رَحِم تو.
ای مریم مقدس، ای مادرِ خدا، دعا کن برای ما گناهکاران،
اکنون، و در ساعت مرگمان. آمین.
یک انتقادی که توسطِ پروتستانتهای سنّتی بدین سنّت دیرین و جامع کلیسایی وارد شده، این است که شفاعت از بانو مریم، شفیع بودن مسیح در امر رستگاری مؤمنین و یگانه-نجاتدهنده بودن وی را، به زیرسؤال میبرد. این در حالی است که، اصل شفاعت عادلان و اثر ویژۀ دعای آنان برای دیگران، یک تعلیم کتابمقدّسی است که توسطِ عموم مسیحیان نیز پذیرفته شده است. عمل شفاعت را میتوان اینطور تعریف کرد: «دعایی پاک، با ایمان و مصرانه که در آن، شخصی نزد خدا برای فرد یا افرادی که شدیداً نیاز به مداخلۀ خدا دارند، طلب کمک کند.»
در رسالۀ یعقوب چنین میخوانیم: «نزدِ يكديگر به گناهان خود اعتراف كنيد، و برایِ يکديگر دعا كنيد تا شفا يابيد، زيرا دعایِ مرد عادل در عمل، قوّت بسيار دارد.» (۵: ۱۶)
از اثر شفاعت قدّیسان در کتابمقدّس، میتوان نمونهها آورد. مثلاً میتوان به شفاعتِ ابراهیم دربارۀ پسرش اسمائیل اشاره نمود. برطبق فراز ۱۷: ۲۰ از کتابِ پیدایش، خداوند در رابطه با اسمائیل چنین گفت: «و امّا، در خصوص اسمائیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امّتی عظیم از وی بهوجود آورم.» از متن بزرگتر این فراز روشن است که چنین نبوتی در حقّ او صرفاً بهخاطر شفاعت پدرش بود. یا در فرازهای ۱۴: ۱۰-۲۰ از کتابِ اعداد، میخوانیم که خداوند بهخاطر شفاعتِ موسی بود که از هلاک کردن قوم اسرائیل منصرف گردید. در کتابِ ایوب نیز به اثر خاصّ شفاعت ایوب اشاره شده است: «پس، حال هفت گوساله و هفت قوچ برای خود بگیرید و نزد بندۀ من ایوب رفته، قربانی سوختنی بهجهت خویشتن بگذرانید و بندهام ایوب بهجهت شما دعا خواهد نمود؛ زیرا که او را مستجاب خواهم فرمود. مبادا پاداش حماقت شما را به شما برسانم چونکه دربارۀ من آنچه راست است، مثل بندهام ایوب نگفتید.» (۴۲: ۸)
میبینیم که این طلب شفاعت از بانو مریم در اصل چیزی ورای طلبهای شفاعتی نیست که در متون کانن عهدین سفارش و/یا گزارش شدهاند. پس، این نوع از شفاعت و درخواست دعا، وساطت و شفاعت مسیح در نجات ما را به زیرسؤال نمیبرد؛ همانطور که در خواست دعا و شفاعت از دیگران که در خود متون عهدِجدید بهمراتب سفارش گردیدهاند، چنین نمیکنند. (در اینباره که شفاعت یگانۀ مسیح در نجات به چه معناست، نیاز به نگارش نوشتار دیگری است.)
البته، تفاوتی که بین شفاعت از مریم مقدّس و شفاعتهای مذکور در متونمقدّس دیده میشود، این است که مادر خداوند، در این جهان و بهطور جسمانی در بین ما حاضر نیست. با این وجود، این امر بهوضوح هیچ دلالتی بر این ندارد که او بانی هیچ خیریّتی برای کلیسا نمیتواند باشد. ما در رسالۀ عبرانیان (فراز ۱۲: ۱) میخوانیم که در کلیسا، قدّیسان را بهجهتِ تکریم و یادآوری، «چون ابر شاهدان» گرداگرد خود داریم. (قیاس شود با فصل ۱۱ این رساله، بهویژه فرازهای ۳۹-۴۰ و ادامهشان در براز ۱۲: ۱.) در فرازهای ۱۲: ۲۲-۲۴ نیز، چنین میخوانیم:
بلکه به کوه صهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی
که شهر خدای زنده است. به کلیسای نخستزادگانی که
نامهایشان در آسمان نوشته شده است. به خدا نزدیک
شدهاید، … و به روحهای پارسایانی که کامل شدهاند،
و به عیسی که واسطۀ عهدی جدید است، و به خونِ
پاشیدهای که نیکوتر از خون هابیل سخن میگوید.
ما بر اساس کتابمقدس، میدانیم که انسان پس از مرگ بهشکلی هوشیاری خود را حفظ مینماید. این از مَثَلِ ”توانگر و ایلعازَر فقیر“ بهروشنی پیداست. (رک. لوقا ۱۶: ۱۹-۳۱.) مگر اینکه بگیریم این مَثَل را نبایستی بهطور لغوی در نظر گرفت که موضع معقولی به نظر نمیرسد. توجّه شود که در این مَثَل، دو نکتۀ جالبتوجّه مشاهده میشود. یکی اینکه مردگان (چه بدان و چه نیکان) بهشکلی هوشیاری خودْ را حفظ مینمایند. و دیگری اینکه، وقتی مرد ثروتمند از ابراهیم میخواهد که برخاسته و نزدِ خویشانش رود و هشدارشان دهد، ابراهیم نمیگوید ما را با زندگان هیچ کاری نیست. بلکه، تنها میگوید، «هرگاه موسی و انبيا را نشنوند، اگر كسی از مردگان نيز برخيزد، هدايت نخواهند پذيرفت.» (که یعنی، رفتن من بیفایده است!)
البته، طلب دعا و شفاعت از مادر خداوند دلالت بر این ندارد که کلیسا او را حاضر یا دانای مطلق میداند. بلکه از آنجایی که او در بین اعضاء کلیسا، در تقدّس و پارسایی، دارای جایگاهی ویژه و از تکاملی بس والا برخوردار است، از رابطۀ ویژهای نیز با خدا و فیض بهرهمند میباشد. در واقع، بهدرستی میتوان گفت که او بهشکل ویژهای «شریک طبیعت الهی» (دومپطرس ۱: ۴) میباشد. این امر او را از نعمتِ شهود ویژهای برخوردار نموده است که بدان در اصطلاح الهیاتی ”شهود بهجتانگیز“ (the beatific vision) میگوییم.
ما بر اساس متون کانن بین-دو-عهد، میدانیم طلب شفاعت از مقدّسانی که در این جهان نیستند، از باورهای رایج یهودیان بوده است. هیچ بعید نیست که در صورتی که نگارندگان متون کانن عهدِحدید، مشکلی با این آموزه میداشتند، در این متون برعلیه آن اشارهای میشد یافت. ما میدانیم که بسیاری از باورهای یهودیان آن عصر در رابطه با جهان مردگان –مانندِ بهسر بردن ارواح در دو بخش ”عذاب“ برای بدکاران و ”آغوش ابراهیم“ یا ”فردوس“ برای پارسایان (که یهودیان آن را مکانی میدانستند برای پارسایان که در آن تا روز داوری بهسر برند)– در متون کانن عهدِجدید، تأیید شدهاند. در حالتِ کلّی، هیچ دلیلی وجود ندارد تا طلب شفاعت از مقدّسان را از این باورها مستنثی بدانیم. بهویژه که بهدرستی میتوان گفت که این شفاعت از قدّیسین در تقریباً تمام سنن و متون مناجاتی مسیحی یافت میشود و مورد تأیید اکثریت قاطع پدران کلیسا بوده است. قدیس آگوستین در این رابطه، مینویسد: «ملّت مسیحی متفاقاً یاد شهدا و گواهان را، در وقار دینداری، تجلیل و تکریم میکنند تا بتوانند در شایستگیهای آنان شریک شوند و توسط دعاهایِ آنها پشتیبانی گردند.»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر