۱۳۹۳ اردیبهشت ۵, جمعه

نیایش شبِ رستاخیز
سخنرانی پاپ فرانسیس
خبرِ خوشِ (انجیل) رستاخیز عیسای مسیح، با سفر زنان به سوی مقبره در صبح بعد از روز سبّت آغاز می¬شود. آنها برای تکریم پیکر خداوند به مقبره می¬روند، اما گور را باز و خالی می-یابند. فرشته¬ای مقتدر به آنها می¬گوید: " ترسان مباشید!" (متی 28:5) و به آنها دستور می¬دهد که بروند و به رسولان بگویند : " او از مردگان برخواسته است و اینک پیش از شما به جلیل می¬رود". زنان بی¬درنگ راهی می¬شوند و در راه خود عیسی ایشان را می¬بیند و می¬گوید: " نترسید، بروید و به برادران من بگویید که به جلیل بروند؛ آنجا مرا خواهند دید". "ترسان مباشید!" ، " نترسید" : اینها کلماتی هستندکه به ما قوت قلب می¬دهند تا قلبهامان را برای دریافت پیام بگشاییم.
شاگردان پس از مرگ استاد پراکنده شدند، ایمانشان به کلی زیر و رو شده بود، همه چیز به نظر تمام شده می¬رسید، تمام اطمینانشان خرد شده ، امیدشان مرده بود. اما حالا پیام خارق¬العادة زنان، مانند پرتویی از نور در تاریکی به سوی ایشان می¬تابید. خبر پخش شد: عیسی برخاسته است، چنان که خود گفته بود. و بعد فرمان او که گفته بود به جلیل بروید. زنان، دوبار این پیغام را شنیده بودند، نخست از فرشته و آنگاه از خودِ عیسی: " آنها به جلیل بروند؛ آنجا مرا خواهند دید. " نترسید" و " به جلیل بروید".
جلیل جایی بود که آنها فراخوانده شدند، جایی که همه چیز از آنجا آغاز شد! به آنجا برگردند به جایی که نخستین بار فراخوانده شدند. هنگامی که ماهیگیران تور در آب می¬انداختند عیسی بر کنارة دریا قدم گذاشته بود. او ایشان را فراخوانده بود و ایشان همه چیز را وانهاده، از پی او روانه شده بودند (مت 4: 18-22).
بازگشت به جلیل یعنی بازخوانیِ بی¬باکانة همه چیز بر اساس صلیب و پیروزیِ آن: " نترسید". بازخوانیِ همه چیز – تعلیمات عیسی، معجزات او، اجتماع جدید، شور و شوق، فرار و حتی خیانت- بازخوانیِ همه چیز از آخر به اول، پایانی که خود آغازی تازه است از بلندایِ کار محبت.
در سرآغازِ سفرِ هر یک از ما با عیسی هم، "جلیلی" هست. " به جلیل رفتن" معنای زیبایی دارد، معنایِ آن کشف دوبارة تعمیدمان به عنوان سرچشمة زندگی است، برآوردنِ انرژیِ تازه از سرچشمه¬های ایمان و تجربة مسیحیِ ماست. و بازگشت به جلیل بیش از هر چیز یعنی بازگشتن نور درخشانِ فیض خداوند که در آغاز سفر، من را لمس کرد. من می¬توانم از آن آتش شعله¬ای برای امروز و هر روز بیافروزم، و گرما و نور برای خواهران و برادرانم به ارمغان بیآورم. این شعله، شادیِ فروتنانه¬ای را برمی¬انگیزد، شادی¬ای که غم و پریشانی نمی¬توانند نومیدش کنند، یک شادی خوب و لطیف.
در زندگی هر مسیحی، پس از تعمید نیز "جلیلی" دیگر هست، یک "جلیل" وجودی¬تر: تجربة رویارویی شخصی با عیسای مسیح که مرا فراخواند تا از او پیروی کرده، در مأموریت او شریک شوم. به این معنی، بازگشت به جلیل یعنی گرامی داشتنِ خاطرة زندة آن فراخوان؛ یعنی وقتی عیسی سر راه من قرار گرفته، با رحمت به من خیره شد و از من خواست تا از او پیروی کنم. بازگشت به آنجا یعنی زنده کردن یادِ آن لحظه که چشمان او در چشم من افتاد، آن لحظه¬ که او به من فهماند که دوستم دارد.
امروز و امشب هر کدام از ما می¬تواند بپرسد: جلیل من کجاست؟ باید یادآوری کنم، باید به عقب برگردم و به یاد بیاورم. جلیل من کجاست؟ آیا یادم هست؟ آیا فراموشش کرده ام؟ بجویید که خواهید یافت! خداوند آنجا در انتظار شماست. آیا واردِ راهها و مسیرهایی شده ام که سبب شده فراموشش کنم؟ خداوندا یاریم کن: به من بگو جلیل من چیست؛ چراکه تو می¬دانی من می-خواهم به آنجا برگردم تا تو را ملاقات کرده و اجازه دهم رحمت تو مرا در آغوش بکشد. نترسید و هراسان نباشید، به جلیل برگردید!
انجیل بسیار روشن است: ما باید به آنجا برگردیم، تا ببینم عیسی برخاسته، و تا گواهانِ رستاخیز او باشیم. این عقب رفتن در زمان نیست؛ یک جور نوستالژی هم نیست. این بازگشت به عشقِ نخستین ماست، برای دریافت آتشی که عیسی در جهان برافروخته است، و برای بردنِ آن آتش تا دورترین گوشه¬های جهان برای تمام مردم. به جلیل برگردید، بی¬ هراس! "جلیل امتها (مت 4: 15؛ اشع 8 :23)! افقِ خداوندِ برخاسته، افق کلیسا، شوق شدید دیدار، بیایید راهی شویم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر