۱۳۹۳ تیر ۱۸, چهارشنبه

مرگ راحیل و اسحاق
۱۶ پس‌، از «بیت‌ئیل‌» كوچ‌ كردند. و چون‌ اندك‌ مسافتی‌ مانده‌ بود كه‌ به‌ افراته‌ برسند، راحیل‌ را وقت‌ وضع‌ حمل‌ رسید، و زاییدنش‌ دشوار شد. ۱۷ و چون‌ زاییدنش‌ دشوار بود، قابله‌ وی‌ را گفت‌: «مترس‌ زیرا كه‌ این‌ نیز برایت‌ پسر است‌.» ۱۸ و در حین‌ جان‌ كندن‌، زیرا كه‌ مُرد، پسر را «بن‌اونی‌» نام‌ نهاد، لكن‌ پدرش‌ وی‌ را «بن‌یامین‌» نامید. ۱۹ پس‌ راحیل‌ وفات‌ یافت‌، و در راه‌ افراته‌ كه‌ بیت‌لحم‌ باشد، دفن‌ شد. ۲۰ و یعقوب‌ بر قبر وی‌ ستونی‌ نصب‌ كرد كه‌ آن‌ تا امروز ستون‌ قبر راحیل‌ است‌. ۲۱ پس‌ اسرائیل‌ كوچ‌ كرد و خیمة‌ خود را بدان‌ طرف‌ برج‌ عیدر زد. ۲۲ و در حین‌ سكونت‌ اسرائیل‌ در آن‌ زمین‌، رؤبین‌ رفته‌، با كنیز پدر خود، بِلهَه‌، همخواب‌ شد. و اسرائیل‌ این‌ را شنید. و بنی‌یعقوب‌ دوازده‌ بودند: ۲۳ پسران‌ لیه‌: رؤبین‌ نخست‌زادة‌ یعقوب‌ و شمعون‌ و لاوی‌ و یهودا و یساكار و زبولون‌. ۲۴ و پسران‌ راحیل‌: یوسف‌ و بن‌یامین‌. ۲۵ و پسران‌ بلهه‌ كنیز راحیل‌: دان‌ و نفتالی‌. ۲۶ و پسران‌ زلفه‌، كنیز لیه‌: جاد و اشیر. اینانند پسران‌ یعقوب‌، كه‌ در فدان‌ ارام‌ برای‌ او متولد شدند. ۲۷ و یعقوب‌ نزد پدر خود، اسحاق‌، در ممری‌ آمد، به‌ قریة‌ اربع‌ كه‌ حبرون‌ باشد، جایی‌ كه‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ غربت‌ گزیدند. ۲۸ و عمر اسحاق‌ صد و هشتاد سال‌ بود. ۲۹ و اسحاق‌ جان‌ سپرد و مرد، و پیر و سالخورده‌ به‌ قوم‌ خویش‌پیوست‌. و پسرانش‌ عیسو و یعقوب‌ او را دفن‌ كردند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر