۱۳۹۴ آبان ۳, یکشنبه
۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه
۱۳۹۴ مهر ۱۲, یکشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه
۱۳۹۴ شهریور ۲۵, چهارشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سهشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۱۱, چهارشنبه
رومیان فصل ۱۰ .
۹ درواقع ، اگر انسان با زبان خود نزد دیگران اقرار کند که عیسی مسیح خداوند اوست و در قلب خود نیز ایمان داشته باشد که خدا او را پس از مرگ زنده کرد، نجات خواهد یافت . ۱۰ زیرا بوسیله ایمان قلبی است که شخص رضایت خدا را حاصل می کند؛ و بعد هنگامی که در برابر دیگران ایمان خود را به زبان می آورد، نجات خود را تأیید می نماید.
۹ درواقع ، اگر انسان با زبان خود نزد دیگران اقرار کند که عیسی مسیح خداوند اوست و در قلب خود نیز ایمان داشته باشد که خدا او را پس از مرگ زنده کرد، نجات خواهد یافت . ۱۰ زیرا بوسیله ایمان قلبی است که شخص رضایت خدا را حاصل می کند؛ و بعد هنگامی که در برابر دیگران ایمان خود را به زبان می آورد، نجات خود را تأیید می نماید.
۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۱, یکشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۵, یکشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۴, شنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه
۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه
مرقس 10 : 29 - 30
عیسی خداوند فرمود : خاطر جمع باشید ، اگر کسی چیزی را بخاطر من و انجیل از دست بدهد . مثل خانه ، برادر ، خواهر ، پدر ، مادر ، فرزند و اموال خود ، خدا به او صد برابر بیشتر خانه ، برادر ، خواهر ، مادر و فرزند و زمین خواهد داد ، همراه با رنج و زحمت . تمام اینها در این دنیا از آن او خواهد بود و در عالم آینده نیز زندگی جاوید نصیب او خواهد شد .
عیسی خداوند فرمود : خاطر جمع باشید ، اگر کسی چیزی را بخاطر من و انجیل از دست بدهد . مثل خانه ، برادر ، خواهر ، پدر ، مادر ، فرزند و اموال خود ، خدا به او صد برابر بیشتر خانه ، برادر ، خواهر ، مادر و فرزند و زمین خواهد داد ، همراه با رنج و زحمت . تمام اینها در این دنیا از آن او خواهد بود و در عالم آینده نیز زندگی جاوید نصیب او خواهد شد .
۱۳۹۴ مرداد ۱۹, دوشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۱۶, جمعه
۱۳۹۴ مرداد ۵, دوشنبه
۱۳۹۴ تیر ۳۰, سهشنبه
۱۳۹۴ تیر ۲۹, دوشنبه
۱۳۹۴ تیر ۲۸, یکشنبه
۱۳۹۴ تیر ۲۳, سهشنبه
ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی !..! درد خود با که بگویم ، که تو درمان منی !..! دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی !..! یاد تو روشنی ذهن پریشان من است در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی !..! کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی !..! زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست !..! امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
۱۳۹۴ تیر ۱۶, سهشنبه
۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه
شعیا 43 : 1 - 2 - 3
خداوند اینک چنین می فرماید : نترس ! زیرا من بهای آزادی تو را پرداخته ام . من تو را به نام خوانده ام ، تو مال من هستی . هنگامی که از آبهای عمیق بگذری من با تو خواهم بود هنگامی که سیل مشکلات بر تو هجوم آورد نخواهم گذاشت غرق شوی ! هنگامی که از میان آتش ظلم و ستم عبور کنی شعله هایش تو را نخواهد سوزاند . زیرا من خداوند ! خدای یهوه مقدس تو هستم و تو را نجات می دهم
خداوند اینک چنین می فرماید : نترس ! زیرا من بهای آزادی تو را پرداخته ام . من تو را به نام خوانده ام ، تو مال من هستی . هنگامی که از آبهای عمیق بگذری من با تو خواهم بود هنگامی که سیل مشکلات بر تو هجوم آورد نخواهم گذاشت غرق شوی ! هنگامی که از میان آتش ظلم و ستم عبور کنی شعله هایش تو را نخواهد سوزاند . زیرا من خداوند ! خدای یهوه مقدس تو هستم و تو را نجات می دهم
۱۳۹۴ خرداد ۲۳, شنبه
۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۱۳, چهارشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سهشنبه
خداوند جهان را بر اساس تثلیث بنا کرد
ما در پیدایش میخوانیم که او دم حیات یا همان روح القدس را در آدم دمید پس روح القدوس در آفرینش جهان نقش داشت و فعال بود
روح القدوس خود خداست. او یکی از سه شخصیت تثلیث است
همهٔ ما ایمان داریم که خدا در ذات خود واحد است ، اما در عین حال ، همواره در این ذات واحد، سه شکل یا حالت هستی وجود دارد که هر سه کاملا خدا هستند.
هر سه شخصیت یعنی پدر ، پسر و روح القدوس از یکدیگر متمایزند، اما در عین حال با یکدیگر برابرند و هر سه شخصیت خدا خوانده میشوند و هر سه حیات میبخشند، هر سه ازلی هستند و حرمتی را که شایسته خداست دریافت میدارند
آمین آمین هللویا هللویا
ما در پیدایش میخوانیم که او دم حیات یا همان روح القدس را در آدم دمید پس روح القدوس در آفرینش جهان نقش داشت و فعال بود
روح القدوس خود خداست. او یکی از سه شخصیت تثلیث است
همهٔ ما ایمان داریم که خدا در ذات خود واحد است ، اما در عین حال ، همواره در این ذات واحد، سه شکل یا حالت هستی وجود دارد که هر سه کاملا خدا هستند.
هر سه شخصیت یعنی پدر ، پسر و روح القدوس از یکدیگر متمایزند، اما در عین حال با یکدیگر برابرند و هر سه شخصیت خدا خوانده میشوند و هر سه حیات میبخشند، هر سه ازلی هستند و حرمتی را که شایسته خداست دریافت میدارند
آمین آمین هللویا هللویا
عیسی گفت : "این که می گویم عین حقیقت است : اگر به خدا ایمان داشته باشید، می توانید به این کوه زیتون بگویید که برخیزد و در دریا بیفتد، و فرمان شما را بی چون و چرا اطاعت خواهد کرد. فقط کافی است که به آنچه می گویید واقعاً ایمان داشته باشید و شک به خود راه ندهید. خوب گوش کنید: اگرایمان داشته باشید، هر چه در دعا بخواهید خدا به شما خواهد داد. ( مرقس ۱۱ : ۲۲ – ۲۴ )
۱۳۹۴ خرداد ۵, سهشنبه
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
۳- بیگناه بودن مسیح عجیب بود
چه بسا مردمان خوبی در این دنیا زندگی کرده اند، ولی می بینیم که به هر اندازه که اینها مقدس بوده اند، به همان قدر به کثرت و قباحت گناهان خود پی برده و از خدا طلب آمرزش می کردند. لیکن عیسی مسیح توبه و طلب بخشش نکرد، زیرا حتی یک گناه به زندگانی پاک او راه نیافت و هیچ یک از احکام الهی را زیر پا نگذاشت. او روزی به دشمنان خود گفت: " کدام یک از شما می تواند حتی یک گناه به من نسبت دهد؟"( یوحنا فصل ۸ آیه ۴۶).
شاگردان مسیح راجع به او نوشته اند: "هرگز از او گناهی سر نزد، و دروغی از دهان او بیرون نیامد. وقتی به او ناسزا میگفتند، پاسخی نمیداد؛ و زمانی که او را عذاب میدادند، تهدید به انتقام نمیکرد، ........ پاک و بی عیب و بی گناه و از گناهکاران جدا شده". ( اول پطرس فصل ۲ آیه ۲۲ و ۲۳، عبرانیان فصل ۷ آیه ۲۶).
آیا عجیب نیست که در این دنیای شریر منحصرا یک نفر ظاهر شده که ابدا احتیاجی به توبه و بخشش نداشته است؟
چه بسا مردمان خوبی در این دنیا زندگی کرده اند، ولی می بینیم که به هر اندازه که اینها مقدس بوده اند، به همان قدر به کثرت و قباحت گناهان خود پی برده و از خدا طلب آمرزش می کردند. لیکن عیسی مسیح توبه و طلب بخشش نکرد، زیرا حتی یک گناه به زندگانی پاک او راه نیافت و هیچ یک از احکام الهی را زیر پا نگذاشت. او روزی به دشمنان خود گفت: " کدام یک از شما می تواند حتی یک گناه به من نسبت دهد؟"( یوحنا فصل ۸ آیه ۴۶).
شاگردان مسیح راجع به او نوشته اند: "هرگز از او گناهی سر نزد، و دروغی از دهان او بیرون نیامد. وقتی به او ناسزا میگفتند، پاسخی نمیداد؛ و زمانی که او را عذاب میدادند، تهدید به انتقام نمیکرد، ........ پاک و بی عیب و بی گناه و از گناهکاران جدا شده". ( اول پطرس فصل ۲ آیه ۲۲ و ۲۳، عبرانیان فصل ۷ آیه ۲۶).
آیا عجیب نیست که در این دنیای شریر منحصرا یک نفر ظاهر شده که ابدا احتیاجی به توبه و بخشش نداشته است؟
۴- محبت مسیح نسبت به گناهکاران عجیب بود
اشخاص نیکو طبعا از بدی متنفرند و هر شخص پاک از ناپاکی منزجر می باشد.
بدیهی است که عیسی مسیح که پاک و از هرگونه گناه مبری بود، طبعا از گناه نفرت داشت. بدین جهت شاید تصور کنیم که لازم بود مسیح خود را از گناهکاران نیز دور نگه دارد. ولی بالعکس به جای این که خود را از گناهکاران جدا کند، با آنان معاشرت کرده، غذا می خورد و راجع به محبت خدا با ایشان صحبت می کرد و هنگامی که توبه می کردند با آغوش باز آنها را می پذیرفت و می فرمود: "من نیامدهام تا عادلان را، بلکه تا گناهکاران را به توبه دعوت کنم". از این لحاظ بود که دشمنانش وی را "دوست گناهکاران" نامیدند.
آیا چیز عجیبی نیست که آن کسی که گناهکاران را از هر شخص دیگر بیشتر محبت می نمود، همان است که از همه پاکتر بود؟
۱۳۹۴ فروردین ۲۲, شنبه
چرا من مسیحی شدم
هر کسی برای ایمان در شدن به هرچیزی در این دنیا یک اتفاقاتی برایش رخ میدهد یک اتفاق ساده میتونه زندگی شما رو تغییر بده منم مثل تمام کسانی که به روحالقدس ایمان آوردن واسه من هم یکی روزنه از ایمان به وجود اومده .در ایران زندگی کردن من با اتفاقاتی روبرو شد که روح من رو آزار میداد آرامش رو از درون من گرفته به دنبال جای میگشتم تا منو تسکین بده با بدیهای که در حق من شده بود با خوبی جواب بدم همونطور که تو انجیل هم اشاره کرده که به دنبال انتقام نباشید محبت واقعی داشته باید ،اما چطور میشد که من اون همه بدیای که در حقم کرده بودند رو فراموش کنم حادثههای وحشتناکی که برای هیچکس قابل باور نیست ...آغاز همیشه قشنگ زیبا حتا وقتی مرورش میکنم وقتی که ایران بودم اتفاقی با یکی از دوستانم که قبلا اجاره نیشینشن بودم رفتیم به جای که اسمش تلو بود جای که تو اونجا قبلا مسیحی نشینها زندگی میکردن حتا چن تا خونهٔ مسیحی نشین هم اونجا زندگی میکردن انگاری خیلی شون ازون جا رفته بودن ........وقتی که وارد شدم یک صلیب اندازهٔ قد خودم رو دیدم با دوربینم چن تا عکس ازش گرفتم وقتی عکس گرفتنم تموم شد .یک حس عجیب به من دست داد انگار شاد شدم تو پوسته خودم نمیگنجیدم از مسیح هیچی نمیدونستم جز یکی داستانای ساده از دبستان مدرسه .وقتی رفتم خونه با خودم تو فکر بودم که یکی جای برم که منبأش باشه بیشتر بفهمم اما کلیسا؟ کلیسای تو دسترس من نبود و به خاطر بعضی از احکام شرعی اسلامم دیگه گفتم سکوت کنم بهتره تا شاید دوستی پیدا کنم که هم محرم باشه هم آشنا با مسیحیت .بعد از این زیاد طول نکشید که اومدم سوئد یک ماه گذشت.خونه خواهرم بودم ،مرفو که یکی از دوستای خواهرم بود اومد و مارو به تولدش دعوت کرد مرفو خودش اهل یونان بود ولی تو استکهلم زندگی میکرد .وقتی توی تولد مسیح بودیم شب کریسمس مرفو به من گفت امشب اگه هر آرزوی داری از مسیح درخواست کنی آرزوت برآورد میشه .به من گفت برو جلوی الترا وایسا و دعا کن نمیدونستم الترا چیه.گفتم منظورت چی .واسم ترجمه کردن حرفشو و گفتند صلیب مسیح .من هم رفتم و از الترا مسیح خواستم که از زندگی گذشتم رها بشم نجات پیدا کنم .تا اینکه برای پناهندگی رفتم کمپ یکی مدتی تو کمپ گذشت با شرایط جدید در اومدن سخت بود و دشوار اما بهتر از استرس و هر روز خواب سنگسار دیدن تو ایران بود هرچند که کابوسش بازم همرام بود ،روز یکشنبه شد داشتیم تو آشپزخونه صبحانه میخوردیم کسایی که قبل تر اونجا بودن و زبان بلد بودن گفتن که یک خانم و آقا اومدن .من هم همین طور نظاره گر بودم با بچهها حرف میزدن من هم از روی کنجکاوی رفتم جلو و میخواستم
باهاشون ارتباط برقرار کنم ،به وسیلهٔ یکی از همزبانی اونجا تونستم ازشون بپرسم شما از چه جای اومدین راستش گفتم اگه از جای باشن که بتونیم کمی در مورد وضعیت دور افتاده جا باهاشون حرف بزنم چقدر خوب میشه آخه اونجایی که ما زندگی میکردیم واسه یه بسته تخم مرغ خریدن باید یک ساعت تو راه میبودی اما در جواب بهم گفتن از کلیسا اومدن ازم پرسیدن انگلیسی بلدی؟ گفتم نه، گفتن چه زبانی بلدی منم به همون زبانی که میخوندیمو و مینوشتیم رو انتخاب کردم گفتم فارسی .از تو کیفش یه کتاب بهم داد و بهم گفتن اگه دوست دارید میتونی بیای کلیسا .من هم تو مدت اون زمان که تو کمپ بودیم کتاب رو مطالعه کردم یه کتاب ساده که کوچکترین مسائل رو به زبان بچگانه توضیح داده بود خیلی کمک کرد به شناخت من .هفتهها و ماهها گذشت به خاطر زمستونو داشتن فرزند و مشکلات خرید بلیت اتوبوس نتونستم به اون کلیسا برم .بعد از این که من رو انتقال به یک شهر قشنگ به اسم سودرهامن دادن و از تو کمپ بودن خلاص شدیم .یک هفته گذشت و من تو راه خونه و خرید جای مقدس و آرام خودم رو که میتونست زندگی من رو تغییر بده رو پیدا کردم .روزایه یکشنبه اونجا میرفتم ،باز مشکلات زبان وجود داشت فارسی زبان نبود اما با تمام حسام مسیح رو احساس میکردم .با این وجود یک کتاب انجیل ترجمه شده هم ازشون گرفتم که بیشتر منو راهنمایی میکرد به پخته شدن و دانستن از منبع حیاتی که در ۲۰۱۵ ساله پیش روحالقدس بهش دمیده شده .وقتی که به جای رسیدم که احساسم و اطلاعاتم و یقینم همه به یک سطح رسیده بود تصمیم گرفتم که مسیحی بشم و از مسئولای کلیسا درخواست کردم ،اونها به من گفتند تنها شما نیستید و کسان دیگری هم هستند همزمان با آنها غسل تعمید میشودید .و بالاخره من بعد از ۴۷ سال دوباره متولد شدم
باهاشون ارتباط برقرار کنم ،به وسیلهٔ یکی از همزبانی اونجا تونستم ازشون بپرسم شما از چه جای اومدین راستش گفتم اگه از جای باشن که بتونیم کمی در مورد وضعیت دور افتاده جا باهاشون حرف بزنم چقدر خوب میشه آخه اونجایی که ما زندگی میکردیم واسه یه بسته تخم مرغ خریدن باید یک ساعت تو راه میبودی اما در جواب بهم گفتن از کلیسا اومدن ازم پرسیدن انگلیسی بلدی؟ گفتم نه، گفتن چه زبانی بلدی منم به همون زبانی که میخوندیمو و مینوشتیم رو انتخاب کردم گفتم فارسی .از تو کیفش یه کتاب بهم داد و بهم گفتن اگه دوست دارید میتونی بیای کلیسا .من هم تو مدت اون زمان که تو کمپ بودیم کتاب رو مطالعه کردم یه کتاب ساده که کوچکترین مسائل رو به زبان بچگانه توضیح داده بود خیلی کمک کرد به شناخت من .هفتهها و ماهها گذشت به خاطر زمستونو داشتن فرزند و مشکلات خرید بلیت اتوبوس نتونستم به اون کلیسا برم .بعد از این که من رو انتقال به یک شهر قشنگ به اسم سودرهامن دادن و از تو کمپ بودن خلاص شدیم .یک هفته گذشت و من تو راه خونه و خرید جای مقدس و آرام خودم رو که میتونست زندگی من رو تغییر بده رو پیدا کردم .روزایه یکشنبه اونجا میرفتم ،باز مشکلات زبان وجود داشت فارسی زبان نبود اما با تمام حسام مسیح رو احساس میکردم .با این وجود یک کتاب انجیل ترجمه شده هم ازشون گرفتم که بیشتر منو راهنمایی میکرد به پخته شدن و دانستن از منبع حیاتی که در ۲۰۱۵ ساله پیش روحالقدس بهش دمیده شده .وقتی که به جای رسیدم که احساسم و اطلاعاتم و یقینم همه به یک سطح رسیده بود تصمیم گرفتم که مسیحی بشم و از مسئولای کلیسا درخواست کردم ،اونها به من گفتند تنها شما نیستید و کسان دیگری هم هستند همزمان با آنها غسل تعمید میشودید .و بالاخره من بعد از ۴۷ سال دوباره متولد شدم
۱۳۹۳ دی ۱۶, سهشنبه
۱۳۹۳ دی ۱۲, جمعه
اول یوحنا 3:8-10
و هرکه در گناه به سر میبرد، فرزند شیطان است، زیرا شیطان از ابتدا گناهكار بوده است و پسر خدا به همین سبب ظاهر شد تا كار شیطان را نابود سازد. هرکه فرزند خداست نمیتواند در گناه زندگی کند، زیرا ذات الهی در اوست و نمیتواند در گناه به سر برد، زیرا خدا پدر اوست. فرق بین فرزندان خدا و فرزندان ابلیس در این است: هرکه نیكی نمیکند و یا برادر و خواهر خود را دوست نمیدارد، فرزند
خدا نیست.
خدا نیست.
اشتراک در:
نظرات (Atom)






























