
۱۳۹۳ دی ۸, دوشنبه
۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه
۱۳۹۳ دی ۳, چهارشنبه
فرشته ی خداوند در خواب بر او ظاهر شد و گفت: ای یوسف ، پسر داوود ، از گرفتن زن خود مریم مترس زیرا آنچه در بطن وی جای گرفته از روح القدس است. او پسری به دنیا خواهد آورد که تو باید او را عیسی بنامی ، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید. این همه رخ داد تا آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود به حقیقت بپیوندد که: باکره ای آبستن شده ، پسری به دنیا خواهد آورد و او را عمانوئیل خواهند نامید. / متی 1: 20- 23 /

۱۳۹۳ دی ۱, دوشنبه
یوحنا باب ۴ زن سامری ۱ و چون خداوند دانست که فریسیان مطلع شدهاند که عیسی بیشتر از یحیی شاگرد پیدا کرده، تعمید میدهد، ۲ با اینکه خود عیسی تعمید نمیداد بلکه شاگردانش، ۳ یهودیه را گذارده، باز به جانب جلیل رفت. ۴ و لازم بود که از سامره عبور کند ۵ پس به شهری از سامره که سوخار نام داشت، نزدیک به آن موضعی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود رسید. ۶ و در آنجا چاه یعقوب بود. پس عیسی از سفر خسته شده، همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب به ساعت ششم بود ۷ که زنی سامری بجهت آب کشیدن آمد. عیسی بدو گفت: “جرعهای آب به من بنوشان.” ۸ زیرا شاگردانش بجهت خریدن خوراک به شهر رفته بودند. ۹ زن سامری بدو گفت: “چگونه تو که یهود هستی از من آب میخواهی و حال آنکه زن سامری میباشم؟” زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند. ۱۰ عیسی در جواب او گفت: “اگر بخشش خدا را میدانستی و کیست که به تو میگوید آب به من بده، هرآینه تو از او خواهش میکردی و به تو آب زنده عطا میکرد.” ۱۱ زن بدو گفت: “ای آقا دلو نداری و چاه عمیق است. پس از کجا آب زنده داری؟ ۱۲ آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگتر هستی که چاه را به ما داد و خود و پسران و مواشی او از آن میآشامیدند؟” ۱۳ عیسی در جواب او گفت: “هر که از این آب بنوشد باز تشنه گردد، ۱۴ لیکن کسی که از آبی که من به او میدهم بنوشد، ابداً تشنه نخواهد شد، بلکه آن آبی که به او میدهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی میجوشد.” ۱۵ زن بدو گفت: “ای آقا آن آب را به من بده تا دیگر تشنه نگردم و به اینجا بجهت آب کشیدن نیایم.” ۱۶ عیسی به او گفت: “برو و شوهر خود را بخوان و در اینجا بیا.” ۱۷ زن در جواب گفت: “شوهر ندارم.” عیسی بدو گفت: “نیکو گفتی که شوهر نداری! ۱۸ زیرا که پنج شوهر داشتی و آنکه الان داری شوهر تو نیست! این سخن را راست گفتی!” ۱۹ زن بدو گفت: “ای آقا میبینم که تو نبی هستی! ۲۰ پدران ما در این کوه پرستش میکردند و شما میگویید که در اورشلیم جایی است که در آن عبادت باید نمود.” ۲۱ عیسی بدو گفت: “ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی میآید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد. ۲۲ شما آنچه را که نمیدانید میپرستید اما ما آنچه را که میدانیم عبادت میکنیم زیرا نجات از یهود است. ۲۳ لیکن ساعتی میآید بلکه الان است که در آن پرستندگان حقیقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهند کرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است. ۲۴ خدا روح است و هر که او را پرستش کند میباید به روح و راستی بپرستد.” ۲۵ زن بدو گفت: “میدانم که مسیح یعنی کرستس میآید. پس هنگامی که او آید از هر چیز به ما خبر خواهد داد. ” ۲۶ عیسی بدو گفت: “من که با تو سخن میگویم همانم.
۱۳۹۳ آذر ۲۹, شنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۸, جمعه
۱۳۹۳ آذر ۲۷, پنجشنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۶, چهارشنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۵, سهشنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه
عیسی مسیحِ خداوند فرمود : اگر مرا می شناختید ، پدرِ مرا نیز می شناختید ؛ اماّ پس از این او را می شناسید و او را دیده اید ؛ فیلیپُس به او گفت : سرورِ ما ، پدر را به ما بنما که همین ما را کافی است ؛ عیسی به او گفت : فیلیپُس، دیری است با شما هستم و هنوز مرا نشناخته ای ؟ ***** کسی که مرا دیده ، پدر را دیده است ***** ؛ پس چگونه است که میگوئی « پدر را بما بنما ؟ »؛
۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۲, شنبه
امّا جان را برای خود بیارزش میانگارم، تنها اگر بتوانم دور خود را به پایان رسانم و خدمتی را که از خداوندْ عیسی یافتهام، به کمال انجام دهم، خدمتی که همانا اعلام بشارت فیض خداست. اعمال رسولان 20: 24 ترجمه قدیم.
ولی زندگی وقتی برایم ارزش دارد که آن را در راه خدمتی که عیسی خداوند به من سپرده است صرف کنم و آن را به کمال رسانم، یعنی پیغام خوش انجیل را به دیگران برسانم و بگویم که خدا مهربان است و همه را دوست دارد. اعمال رسولان 20: 24 ترجمه تفسیری
ولی زندگی وقتی برایم ارزش دارد که آن را در راه خدمتی که عیسی خداوند به من سپرده است صرف کنم و آن را به کمال رسانم، یعنی پیغام خوش انجیل را به دیگران برسانم و بگویم که خدا مهربان است و همه را دوست دارد. اعمال رسولان 20: 24 ترجمه تفسیری
۱۳۹۳ آذر ۲۱, جمعه
۳۰ او کسانی را که قبلا برگزیده بود بسوی خود خوانده است ، و خوانده شدگان را کاملا نیک محسوب کرد و نیکان را نیز جاه و جلال بخشید. ۳۱ پس در برابر این چیزها چه بگوئیم ؟ اگر خدا پشتیبان ماست کیست که بر ضد ما باشد؟ ۳۲ آیا خدائی که پسر خود را دریغ نداشت بلکه او را در راه همۀ ما تسلیم کرد با بخشیدن او همه چیز را با سخاوتمندی بما نمی بخشد؟

۱۳۹۳ آذر ۲۰, پنجشنبه
۱۳۹۳ آذر ۱۹, چهارشنبه
۱۳۹۳ آذر ۱۸, سهشنبه
دفاع پولُس از خدمتش
۱من، پولُس، که در حضور شما «زبونم» امّا بهدور از شما «جسور»، با حلم و نرمش مسیح از شما استدعا دارم۲که بههنگام آمدنم نزد شما ناگزیر نباشم با کسانی که میپندارند ما با میزانهای این دنیا زندگی میکنیم، با جسارت بسیار عمل کنم.۳زیرا هرچند در این دنیا بهسر میبریم، امّا به روش دنیایی نمیجنگیم.۴چراکه اسلحۀ جنگ ما دنیایی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست.۵ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از مسیح اسیر میسازیم.۶و در حالِ آمادهباش هستیم، تا آنگاه که اطاعت خودِ شما کامل شود، هر نااطاعتی را به مجازات رسانیم.
۷شما تنها به ظواهر مینگرید. اگر کسی اطمینان دارد که از آنِ مسیح است، باید در نظر داشته باشد که ما نیز به همان اندازه از آنِ مسیحیم.۸زیرا سرافکنده نخواهم شد حتی اگر اندکی بیش از اندازه به اقتداری که خداوند نه برای ویرانی بلکه برای بنای شما به من داده است، فخر کنم.۹نمیخواهم چنین به نظر آید که میکوشم با نامههای خود شما را بترسانم،۱۰زیرا بعضی میگویند: «نامههای او وزین و قوی است، امّا حضورش ضعیف و بیانش رقّتانگیز.»۱۱آنان که چنین میگویند باید بدانند که هرآنچه در غیاب خود در نامههامان میگوییم، همان را بههنگام حضور، به عمل خواهیم آورد.
۱۲ما جرأت نمیکنیم خود را از زمرۀ کسانی بشماریم یا با کسانی قیاس کنیم که خودستایند. چه نابخردانه است که آنان دربارۀ خویشتن با میزانهای خودشان قضاوت میکنند و خود را با خود میسنجند.۱۳ولی ما نه بیش از حدِ مجاز، بلکه در حدودی فخر میکنیم که خدا برایمان معین کرده است، حدودی که شما را نیز دربر میگیرد.۱۴ما از حدود خود پا فراتر نگذاشتهایم، چنانکه گویی هرگز نزد شما نیامده باشیم. زیرا نخستین کسانی بودیم که انجیل مسیح را به شما رساندیم.۱۵ما با فخر کردن به آنچه دیگران کردهاند، از حدود خود تجاوز نمیکنیم. امید ما این است که هرچه ایمان شما بیشتر رشد میکند، دامنۀ فعالیت ما در میان شما نیز گستردهتر شود،۱۶تا بتوانیم انجیل را در سرزمینهایی فراسوی شما بشارت دهیم. زیرا نمیخواهیم به کاری فخر کنیم که پیشتر، و آن هم در قلمرو شخصی دیگر انجام شده است.۱۷پس «هرکه فخر میکند، به خداوند فخر کند.»۱۸زیرا نه آن که خودستایی کند، بلکه آن که خدا او را بستاید، پذیرفته میشود
۱۳۹۳ آذر ۱۷, دوشنبه
۱۳۹۳ آذر ۱۶, یکشنبه
۱۳۹۳ آذر ۱۵, شنبه
«”خداوند را همواره پیش روی خود دیدهام، چه او بر دست راست من است تا متزلزل نشوم. ۲۶از اینرو دلم شاد است و زبانم در وجد، و بدنم نیز در امید ساکن خواهد بود. ۲۷چراکه جانم را در جهانِ مردگان رها نخواهی کرد و نخواهی گذاشت قدّوست فساد ببیند. ۲۸تو راههای حیات را به من نمودهای، و با حضور خود مرا از شادی لبریز خواهی کرد.“

اشتراک در:
نظرات (Atom)













































