۱۳۹۳ دی ۱, دوشنبه

یوحنا باب ۴ زن سامری ۱ و چون‌ خداوند دانست‌ که‌ فریسیان‌ مطلع شده‌اند که‌ عیسی‌ بیشتر از یحیی‌ شاگرد پیدا کرده‌، تعمید می‌دهد، ۲ با اینکه‌ خود عیسی‌ تعمید نمی‌داد بلکه‌ شاگردانش‌، ۳ یهودیه‌ را گذارده‌، باز به‌ جانب‌ جلیل‌ رفت‌. ۴ و لازم‌ بود که‌ از سامره‌ عبور کند ۵ پس‌ به‌ شهری‌ از سامره‌ که‌ سوخار نام‌ داشت‌، نزدیک‌ به‌ آن‌ موضعی‌ که‌ یعقوب‌ به‌ پسر خود یوسف‌ داده‌ بود رسید. ۶ و در آنجا چاه‌ یعقوب‌ بود. پس‌ عیسی‌ از سفر خسته‌ شده‌، همچنین‌ بر سر چاه‌ نشسته‌ بود و قریب‌ به‌ ساعت‌ ششم‌ بود ۷ که‌ زنی‌ سامری‌ بجهت‌ آب‌ کشیدن‌ آمد. عیسی‌ بدو گفت‌: “جرعه‌ای‌ آب‌ به‌ من‌ بنوشان‌.” ۸ زیرا شاگردانش‌ بجهت‌ خریدن‌ خوراک‌ به‌ شهر رفته‌ بودند. ۹ زن‌ سامری‌ بدو گفت‌: “چگونه‌ تو که‌ یهود هستی‌ از من‌ آب‌ می‌خواهی‌ و حال‌ آنکه‌ زن‌ سامری‌ می‌باشم‌؟” زیرا که‌ یهود با سامریان‌ معاشرت‌ ندارند. ۱۰ عیسی‌ در جواب‌ او گفت‌: “اگر بخشش‌ خدا را می‌دانستی‌ و کیست‌ که‌ به‌ تو می‌گوید آب‌ به‌ من‌ بده‌، هرآینه‌ تو از او خواهش‌ می‌کردی‌ و به‌ تو آب‌ زنده‌ عطا می‌کرد.” ۱۱ زن‌ بدو گفت‌: “ای‌ آقا دلو نداری‌ و چاه‌ عمیق‌ است‌. پس‌ از کجا آب‌ زنده‌ داری‌؟ ۱۲ آیا تو از پدر ما یعقوب‌ بزرگتر هستی‌ که‌ چاه‌ را به‌ ما داد و خود و پسران‌ و مواشی‌ او از آن‌ می‌آشامیدند؟” ۱۳ عیسی‌ در جواب‌ او گفت‌: “هر که‌ از این‌ آب‌ بنوشد باز تشنه‌ گردد، ۱۴ لیکن‌ کسی‌ که‌ از آبی‌ که‌ من‌ به‌ او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلکه‌ آن‌ آبی‌ که‌ به‌ او می‌دهم‌ در او چشمه‌ آبی‌ گردد که‌ تا حیات‌ جاودانی‌ می‌جوشد.” ۱۵ زن‌ بدو گفت‌: “ای‌ آقا آن‌ آب‌ را به‌ من‌ بده‌ تا دیگر تشنه‌ نگردم‌ و به‌ اینجا بجهت‌ آب‌ کشیدن‌ نیایم‌.” ۱۶ عیسی‌ به‌ او گفت‌: “برو و شوهر خود را بخوان‌ و در اینجا بیا.” ۱۷ زن‌ در جواب‌ گفت‌: “شوهر ندارم‌.” عیسی‌ بدو گفت‌: “نیکو گفتی‌ که‌ شوهر نداری‌! ۱۸ زیرا که‌ پنج‌ شوهر داشتی‌ و آنکه‌ الان‌ داری‌ شوهر تو نیست‌! این‌ سخن‌ را راست‌ گفتی‌!” ۱۹ زن‌ بدو گفت‌: “ای‌ آقا می‌بینم‌ که‌ تو نبی‌ هستی‌! ۲۰ پدران‌ ما در این‌ کوه‌ پرستش‌ می‌کردند و شما می‌گویید که‌ در اورشلیم‌ جایی‌ است‌ که‌ در آن‌ عبادت‌ باید نمود.” ۲۱ عیسی‌ بدو گفت‌: “ای‌ زن‌ مرا تصدیق‌ کن‌ که‌ ساعتی‌ می‌آید که‌ نه‌ در این‌ کوه‌ و نه‌ در اورشلیم‌ پدر را پرستش‌ خواهید کرد. ۲۲ شما آنچه‌ را که‌ نمی‌دانید می‌پرستید اما ما آنچه‌ را که‌ می‌دانیم‌ عبادت‌ می‌کنیم‌ زیرا نجات‌ از یهود است‌. ۲۳ لیکن‌ ساعتی‌ می‌آید بلکه‌ الان‌ است‌ که‌ در آن پرستندگان حقیقی‌ پدر را به‌ روح‌ و راستی‌ پرستش‌ خواهند کرد زیرا که‌ پدر مثل‌ این‌ پرستندگان‌ خود را طالب‌ است‌. ۲۴ خدا روح‌ است‌ و هر که‌ او را پرستش‌ کند می‌باید به‌ روح‌ و راستی‌ بپرستد.” ۲۵ زن‌ بدو گفت‌: “می‌دانم‌ که‌ مسیح‌ یعنی‌ کرستس می‌آید. پس‌ هنگامی‌ که‌ او آید از هر چیز به‌ ما خبر خواهد داد. ” ۲۶ عیسی‌ بدو گفت‌: “من‌ که‌ با تو سخن‌ می‌گویم‌ همانم‌.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر