۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در چراگاههای سرسبز مرا می‌خواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبری‌ام می‌کند. جان مرا تازه می‌سازد، و به‌خاطر نام خویش، به راه‌های درست هدایتم می‌فرماید. حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوت قلبم می‌‌بخشند. سفره‌ای برای من در برابر دیدگان دشمنانم‌ می‌گسترانی! سَرَم را به روغن تدهین می‌کنی و پیاله‌‌ام را لبریز می‌سازی. همانا نیکویی و محبت، تمام روزهای زندگی‌‌ام در پی‌ من خواهد بود، و سالیان دراز در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر