۱۳۹۳ آبان ۲۸, چهارشنبه
شفای شل ۵ ۱بعد از آن عیسی برای یکی از عیدهای یهود به اورشلیم رفت. ۲در اورشلیم نزدیک دروازه ای معروف به دروازۀ گوسفند حوضی با پنج رواق وجود دارد، که به زبان عبرانی آن را بیتسده می گویند. ۳در آن جا عدۀ زیادی از بیمارن، نابینایان، لنگان و شلان دراز کشیده [و منتظر حرکت آب بودند ۴زیرا هر چند وقت یکبار فرشتۀ خداوند به حوض داخل می شد و آب را به حرکت در می آورد و اولین بیماری که بعد از حرکت آب به حوض داخل می گردید از هر مرضی که داشت شفا می یافت.] ۵در میان آن ها مردی دیده می شد که سی و هشت سال به مرضی مبتلا بود. ۶وقتی عیسی او را در آنجا خوابیده دید و دانست که مدت زیادی است که بیمار می باشد، از او پرسید : «آیا می خواهی خوب و سالم شوی؟» ۷آن مریض جواب داد : «ای آقا، وقتی آب به حرکت می آید کسی نیست که به من کمک کند و مرا در حوض بیاندازد. تا من از جایم حرکت می کنم، شخص دیگری پیش از من داخل می شود.» ۸عیسی به او گفت : «برخیز بسترت را بردار و برو.» ۹آن مرد فوراً شفا یافت و بستر خود را برداشت و به راه افتاد. آن روز، روز سَبَت بود. ۱۰به همین علت یهودیان به مردی که شفا یافته بود گفتند : «امروز روز سَبَت است، تو اجازه نداری بستر خود را ببری.» ۱۱او در جواب ایشان گفت : «آن کسی که مرا شفا داد به من گفت : بسترت را بردار و برو.» ۱۲از او پرسیدند : «چه شخصی به تو گفت : بسترت را بردار و برو؟» ۱۳ولی آن مردی که شفا یافته بود او را نمی شناخت زیرا آن محل پُر از جمعیت بود و عیسی از آنجا رفته بود. ۱۴بعد از این جریان، عیسی او را در عبادتگاه یافته به او گفت : «اکنون که شفا یافته ای دیگر گناه نکن، مبادا به وضع بدتری دچار شوی.» ۱۵آن مرد رفت و به یهودیان گفت : «کسی که مرا شفا داد عیسی است.» ۱۶چون عیسی در روز سَبَت این کارها را می کرد، یهودیان به زجر او پرداختند. ۱۷اما عیسی به آنها گفت : «پدرم هنوز کار می کند و من هم کار می کنم.» ۱۸پس از این سبب، یهودیان بیشتر قصد قتل او را کردند چون او نه تنها روز سَبَت را می شکست، بلکه خدا را پدر خود می خواند و بدین طریق خود را با خدا برابر می ساخت. اختیارات پسر ۱۹عیسی در جواب آنها گفت : «بیقین بدانید که پسر نمی تواند از خود کاری انجام دهد مگر آنچه که می بیند پدر انجام می دهد. هرچه پدر می کند پسر هم می کند، ۲۰زیرا پدر پسر را دوست دارد و هرچه انجام دهد، به پسر نیز نشان می دهد و کارهای بزرگتر از این هم به او نشان خواهد داد تا شما تعجب کنید، ۲۱زیرا همانطور که پدر مردگان را زنده می کند و به آن ها زندگی می بخشد، پسر هم هرکه را بخواهد زنده می کند. ۲۲پدر بر هیچ کس داوری نمی کند، او تمام داوری را به پسر سپرده است، ۲۳تا آنکه همه، همانطور که پدر را احترام می کنند، پسر را نیز احترام نمایند. کسی که به پسر بی حرمتی کند، به پدر که او را فرستاده است بی حرمتی کرده است. ۲۴بیقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندۀ من ایمان آورد، زندگی ابدی دارد و هرگز
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر